به مناسبت روز جهانی زنان روستایی
در تحلیل ظرفیتهای گردشگری روستایی، معمولاً از طبیعت، معماری بومی، صنایع دستی، خوراک محلی و اقامتگاههای بومگردی سخن گفته میشود؛ اما در پس بسیاری از این ظرفیتها، سرمایهای انسانی حضور دارد که سهم آن در خلق ارزش گردشگری، کمتر از میزان واقعیاش دیده میشود: زنان روستایی.
زنی که دانش تهیه غذاهای بومی را حفظ کرده، مهارتهای صنایع دستی را به نسل بعد انتقال میدهد، با محصولات فصلی و ظرفیتهای طبیعی آشناست و روایتگر آیینها و سبک زندگی روستایی است، صرفاً به فعالیتهای روزمره نمیپردازد؛ او در حال حفظ میراث ناملموس و خلق بخشی از تجربهای است که گردشگر برای دستیابی به آن سفر میکند.
اما پرسش اساسی این است: آیا سهم زنان از ارزش اقتصادی ایجادشده در گردشگری، متناسب با نقشی است که در خلق آن دارند؟
اقتصاد نامرئی؛ فراتر از اشتغالزایی
یکی از محدودیتهای نگاه رایج به زنان روستایی، تقلیل نقش آنان به اشتغالزایی، تولید صنایع دستی یا فعالیت در اقامتگاههای بومگردی است. مسئله اصلی، فراتر از اشتغال و در نسبت میان سه مؤلفه شکل میگیرد: خلق ارزش، برخورداری از منافع و قدرت تصمیمگیری.
ممکن است زنان در تولید محصولات محلی، آمادهسازی غذا، انتقال دانش بومی و میزبانی گردشگران نقش مؤثری داشته باشند، اما دسترسی محدودی به بازار، منابع مالی و مدیریت کسبوکار داشته باشند. در چنین شرایطی، گردشگری از توانمندیهای آنان بهره میگیرد، بیآنکه الزاماً سهم متناسبی از منافع اقتصادی را برایشان فراهم کند.
بنابراین، موفقیت گردشگری روستایی را نباید فقط با تعداد گردشگران، اقامتگاهها یا میزان سرمایهگذاری سنجید؛ سهم زنان از درآمد، مالکیت و مدیریت کسبوکارها و مشارکت آنان در تصمیمگیری نیز باید از شاخصهای ارزیابی توسعه باشد.
از حافظان میراث تا معماران تجربه گردشگری
گردشگری امروز بیش از گذشته به تجربههای اصیل و مشارکتی گرایش دارد. این تحول فرصتی برای تبدیل دانش بومی زنان به محصولات متمایز گردشگری فراهم میکند؛ از تجربه خوراک محلی و فعالیتهای فصلی کشاورزی تا آموزش صنایع دستی و روایت تاریخ شفاهی روستا.
در این الگو، زن روستایی صرفاً عرضهکننده یک خدمت نیست؛ بلکه میتواند طراح تجربه گردشگری و یکی از سازندگان مزیت رقابتی مقصد باشد. البته بهرهبرداری اقتصادی از دانش و مهارتهای او باید با رضایت صاحبان این دانش و برخورداری منصفانه آنان از منافع همراه باشد.
این ظرفیت در مازندران، با پیوند میان کشاورزی، باغداری، صنایع دستی، خوراک بومی و اقامتگاههای روستایی، اهمیت ویژهای دارد. اتصال این فعالیتها به یکدیگر میتواند زنجیرههای ارزش محلی ایجاد کند و سهم بیشتری از درآمد گردشگری را در روستا نگه دارد.
مشارکت در تصمیمگیری؛ حلقه مغفول توسعه
توانمندسازی زنان زمانی به نتیجه پایدار میرسد که از آموزش و اشتغال فراتر رود و امکان اثرگذاری آنان بر تصمیمات توسعهای را فراهم کند. زنان باید در طراحی محصولات گردشگری، مدیریت کسبوکارها، حفاظت از میراث فرهنگی و طبیعی و تعیین اولویتهای توسعه روستا نقش مؤثر داشته باشند.
برای تحقق این هدف، سه اقدام ضروری است: نخست، شناسایی و طراحی زنجیرههای ارزش گردشگری با مشارکت اقتصادی زنان؛ دوم، ایجاد شبکههای محلی برای آموزش، بازاریابی مشترک و فروش محصولات؛ و سوم، تدوین شاخصهایی برای سنجش سهم زنان از درآمد گردشگری، مدیریت کسبوکارها و فرایند تصمیمگیری.
سخن پایانی اینکه
روز جهانی زنان روستایی فرصتی فراتر از تجلیل و قدردانی است؛ فرصتی برای بازنگری در الگوی توسعه گردشگری روستایی.
اگر زنان در خلق تجربه گردشگری نقش دارند، باید در منافع اقتصادی آن نیز سهیم باشند؛ اگر دانش آنان بخشی از سرمایه فرهنگی مقصد است، حقوقشان در حفاظت و بهرهبرداری از این سرمایه باید به رسمیت شناخته شود؛ و اگر توسعه گردشگری بر زندگی آنان اثر میگذارد، باید در تصمیمگیری درباره آینده روستا نیز مشارکت داشته باشند.
توسعه واقعی گردشگری روستایی زمانی محقق میشود که زنان، نهفقط در آمار اشتغال، بلکه در ساختار اقتصاد، مالکیت کسبوکارها، توزیع منافع و نظام تصمیمگیری مقصد نیز دیده شوند. این همان گذار ضروری از اقتصاد نامرئی زنان به قدرتآفرینی آنان در توسعه پایدار روستایی است.
دکتر مهران حسنی
پژوهشگر و تحلیلگر سیاست های توسعه گردشگری عضو انجمن متخصصان گردشگری ایران کارشناس ارشد گردشگری





