Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/sobheamo/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 36

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/sobheamo/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 36

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/sobheamo/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 36

Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/sobheamo/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 36
8 آذر 1401 2:07 ق.ظ

گزارش اختصاصی صبح آمل از استاد ارسطو جراح زاده، هنرمند آملی: از نیم قرن فعالیت هنری تا ناشناخته بودن در دیار خود

این مطلب را به اشتراک به گذارید


Warning: Trying to access array offset on value of type bool in /home/sobheamo/public_html/wp-content/plugins/elementor-pro/modules/dynamic-tags/tags/post-featured-image.php on line 36

h021-2چه زندگی آرام و زیبایی می توان داشت اگر شصت سال صدای کوک زندگی ات همراه باشد با صدای بریدن و تراشیده شدن چوب و بوی نرم خاک اره بپیچد در منزلی که هر گوشه اش اثری زیبا آویخته شده، اینکه با دقت و به چه زیبایی یک انسان می تواند یک اثر هنری را از میان یک تکه چوب ساده و فلز ببیند و آن را خلق کند و خوشحال از انیم که مسیر سرنوشت ما را به طور جالبی با یکی از این اساتید آشنا ساخت.
آشنایی من و استاد جراح زاده را باید به فال نیک گرفت و از خود دلگیر باشم که وی را در ابتدای امر نشناختم، البته عادت ما ایرانی هاست که هنرمندان و بزرگان خود را تا در حیات هستند قدرنشناسیم و بعد از اتفاقی هزاران بار یاد کنیم.
در گوشه ای از این شهر، در کنار همسر مهربانش میهمان استادی بودیم که از نامهربانی هایی گفت که در این شصت سال به هنر دید و نادیده گرفت، از اینکه در نمایشگاهی هیچکس به سراغ آثارش نیامد و تنها توانستم آنها را از روی تلفن همراهش ببینم که همه را با عشق به دوستان و آشنایانش واگذار کرد، باشد که آنها هم عاشقانه از آن آثار بی بدیل مراقبت کنند!
هنرمند بزرگی که دل بسته به زندگی با همسری که همدم دوران کهنسالی اش شده و زندگی توام با عشق، آرامش و محبت را برایش به ارمغان آورده است. همه مان روزی به دوران کهنسال می رسیم و کاش وقتی به گذشته مان می نگریم اینچنین از آن راضی باشیم.
صبح آمل شما را به خواندن مصاحبه با بزرگ مردی دعوت می کند که شصت سال در گذر زمان ناشناخته ماند.
معرفی
از شش سالگی در مدرسه فرهنگ آمل و تکیه اسک فعلی، مشغول به تحصیل شدم و لازم است یادی کنم از مدیر مدرسه مرحوم رحیم رییس زاده که خاطرات زیبایی را از خود در ذهنl جا گذاشت
در مدرسه امام خمینی دیپلم گرفتم، سپس کارمند بانک صادرات آمل شدمو بعد از گذشت چند سال در برق منطقه ای مشغول به خدمت رسانی به مردم بودم تا در آنجا بازنشسته شدم و در این خلال از 16 سالگی مشغول آموزش و تمرین و خلق اثر نیز بودم
شروع فلز کاری
یکی از اتفاقات خوب آن زمان، معرفی دو استاد هنر، از طرف وزارت فرهنگ وقت به هر شهر و استان در جهت اشنایی بیشتر در میان مردم بود و یکی از آن اساتید حاج محمدعلی درزی بود که در صنایع چوبی فعالیت داشت و یکی از بستگان نزدیک ما بود که نزد ایشان رفتم و وقتی می دیدم که چگونه و با چه دقت و ظرافتی چوب را با اره مویی برش می دهد به این کار علاقمند شدم و انگار حس گمشده ای را در خود یافتم و پس از آن تابلو های زیادی را ساختم و به دوستان و آشنایان واگذار کردم.
عاشق کارم
ذاتا به کار کردن علاقمند بودم و دیگر به دنبال درس نرفتم. در معرق آثار زیادی داشتم اما به خط نوشتن و چوب و فلز کاری علاقه بیشتری نشان می دادم.
از معرق دور شدم
در زمانی به معرق علاقه بیشتری داشتم اما وقتی تابلوها را برای رنگ کردن نزد شخصی می دادم، نتیجه زحماتم را خراب می کردند و سبب شد تا کمتر به سمت معرق بروم.
همه چیز درست می کردم
با چشم هایم و تنها با نگاه کردن به این هنر علاقه نشان دادم و با تمرین در تنهایی، عاشق این حرفه شدم، سبد، سرویس خواب و پشه ماهیگیری درست می کردم، تور میبافتم و در هفتاد و شش سالگی به دلیل نارحتی کتفم توان کار ندارم و نمی توانم اثری خلق کنم و موچب شد هنر و کار را کنار بگذارم.
خط کشیدن و نحوه کار
تابلوهایی که در منزل مانده مربوط به استاد جلیل رسولی است که در کتاب جانان بصورت رنگی چاپ شد و من از خطوط کپی سیاه و سفید گرفتم و در منزل بر روی کاغذ پوستی که بسیار نازک می باشد کار کردم، سپس بعضی از نقاط را اصلاح کردم تا بتوانم بر روی آن کار کنم، گاهی نیاز است بخشی از خط کمی نازک تر یا بخشی کمی کلفت تر شود تا در حین بریدن پودر نشود و بایستد.
تابلو
به دلیل علاقه وافرم به حضرت علی، اکثریت تابلوهایم به نام امیر مومنان و فرمایشات ایشان بود و ذات حق هم جایگاه ویژه ای در افکار و آثارم داشت.
معرق کاری
هرکسی جهت انجام کار معرق باید طرحی را انتخاب نموده و آن را روی تخته سه لایه بچسباند و خطوط آن را از همدیگر جدا کند و برای هر قطعه رنگ متناسب به آن را جهت شکل دادن اصلی طرح مدنظر انتخاب نموده و تکه های بریده شده را روی آن چسبانده و در جهت حرکت ساعت نسبت به برش آن اقدام کرد.
کار باید به گونه ای بریده شود تا کسر اضافه ای وجود نداشته باشد تا در زمان کنار هم قرار دادن قطعات فاصله ایجاد نگردد تا کار به شکل زیبایی درآید.
برج ایفل
یکی از آثاری که سختی فراوانی داشت و به دلم نشست، تیکه های فراوان چوب را با سلیقه به هم چسباندم ولی به دلیل نبود فضای کافی در منزل آن را هم واگذار کردم
بشقاب
تمامی بشقاب های که ساختم طرح برای خودم است و از کسی نیست و جزو مشبک کاری شمار می رود.
عاشق بودم
بعضی ها به خط نوشتن معرق کاری می گویند ولی من روی فلز کار می کنم و کار کردن را محدود به زمان مشخصی نمی کردم و بر اساس ذوق و علاقه در این کار 60 سال ماندم.
خودآموز بودم
در زمانی که من شروع به آموختن هنر کردم کسی نبود که هنر را پرورش دهد، اگر شخصی هنری بلد بود به سختی به شخص دیگری مطلب می آموخت و باید زرنگ می بودی تا کار را بیاموزی و به اصطلاح کار را باید می دزدیدیم و من یکی از آنها بودم
تمام نقشه های اساتیدم را دارم
اگر نزد کسی برای دیدن هنر وی می رفتم سعی می کردم با دقت به دستش نگاه کنم تا نکته ای بیاموزم. تمامی نقشه های اساتیدی که کاری به من سفارش می دادند را دارم.
سو تیتر تابلوهایی که در منزل مانده مربوط به استاد جلیل رسولی است که در کتاب جانان بصورت رنگی چاپ شد و من از خطوط کپی سیاه و سفید گرفتم و در منزل بر روی کاغذ پوستی که بسیار نازک می باشد کار کردم، سپس بعضی از نقاط را اصلاح کردم تا بتوانم بر روی آن کار کنم، گاهی نیاز است بخشی از خط کمی نازک تر یا بخشی کمی کلفت تر شود تا در حین بریدن پودر نشود و بایستد.
شش ریال می پرداختند
برای درست کردن قاب عکس شش ریال سابق به من پرداخت می کردند، استاد نقشه ها را می کشید و من در محل کار می بریدم.
شاگردی ندارم
من به سختی از اساتیدم کار آموختم و به قولی کار را از آنها دزدیم ولی چند سالی است که هیچکس را نمی توانم پیدا کنم تا هنرم را به وی بیاموزم و از این بابت دلگیرم.
وسایل من
اره مویی را برای فلز و چوب بری استفاده می کنم، اره چوب هم شماره های مختلف دارد، سوهان ریز هم برای کارهای با ظرافت استفاده می شود، اره کمون نیز پیچ هایش باز می شود و استفاده های متنوعی دارد، انبور دم باریک و چکش از دیگر ابزار های من هستند.
مدت زمان کار
بیش از صد اثر خلق کردم که هر کدام به طور میانگین سه تا یک هفته زمان می برد، یک روزقاب کردن و چسباندن وقت می خواهد و مابقی مراحل چند روز زمان می برد اما نمی توانستم زمان خاصی مشخص کنم و بیشتر از روی عشق و علاقه کار می کردم.
بریدن خط سخت است
نمیتوانم به کار بقیه اکتفا کنم زیرا نوشتن خط خیلی راحت تر از بریدن است و در بریدن چوب، نقشه مد نظر باید کمی ضخامت داشته باشد تا اصطلاحا کار نیفتد و اگر نازک شود پودر می شود، دانگ خط هم نقش مهمی در کار دارد
واگذار کردم
تنها چندی از تابلو هایم را به دلیل نداشتن جا برای نگهداری از آنها به قیمتی کمتر از نرخ فروختم و علاقه ای به فروش ندارم و بیشتر به دوستان و علاقمندان به این هنر واگذار می کنم وقتی استقبالی نمی شود دلگیر می شوم
آثارم را به مساجد هم دادم
یکی از کارهایم در تکیه اسک آمل است، دیگری در عبدالمناف، دو عدد در مسجد سید حسن ولی، معتقدم چیزی که ازم رد شد، از آن میبرم و این آثار نیز با عشق به آن تکیه ها واگذار کردم
بهترین اثرم
همه آثارم را دوست دارم اما خطی که با چوب نارنج بریدم را بهترین اثرم می دانم، کار کردن با چوب به مراتب سخت تر است و به دلم نشست و به همسرم تقدیمش کردم.
نمی توانم کار کنم
اصرار های همسرم از یک سو و ناراحتی کتفم اجازه کار کردن به من نمی دهد در غیر این صورت دوباره کار خواهم کرد
پلنگ
اثری که به صورت پلنگ در عکس مشاهده می کنید، نادعلی کامل است که با عشق ساختم و از کارهای مورد علاقه من می باشد
در خصوص کار همیشه حساس بودم
در طی 60 سال شاگردان زیادی نداشتم اما باز هم تا انجا که توانستم کار آموختم و یاد دادم، بالای سرشان می ایستادم و تذکر دادم و یک ساعت و نیم به دستانشان نگاه می کردم، بانوان نیز به این کار علاقمند هستند اما به علت نداشتن مکان کار آموختن برای انها سخت بود. یکی از شاگردانم در محموداباد فعال است و کارهای خوبی از وی دیدم.
بدون تمرین و زحمت به نتجیه و هدف نمی توان رسید
در هر کاری باید تلاش کرد تا به مدینه فاضله رسید، بدون تلاش کسی به نتیجه نمی رسد، به شاگردانم می گویم من ده روزه کار معرق را به شما می آموزم اما تنها من کافی نیستم و در منزل باید تمرین کنید
کسی سراغم را نگرفت…
استاد خسروی بعضی از کارهای من را در نمایشگاه گذاشت که در ابتدا مخالفت کردم و گفتم که استقبال از هنر در آمل ضعیف است، یک هفته آثار من در نمایشگاه بود بدون آنکه کسی در مورد صاحب آن سوالی کند، مردم امل به هنر های اینگونه علاقه ای ندارند، نیم قرن در این هنر بودم اما کمتر مرا نمی شناسد
به خط های ترکیبی علاقه دارم
فارسی عربی و ترکیبی کار می کردم اما بیشتر بر اساس علاقه پی خلق اثری می رفتم اما علاقه خاصی به شکسته نستعلیق دارم و از ادغام شدن خط ها در هم استقبال می کنم
نباید سخت گرقت
میز کار من یک کنده چوب بود و بر روی آن کار می کردم و بر حواشی کار دقت نمی کردم و تنها عاشق انجام کار بودم
نباید شاگرد از کار زده شود
به شاگردانم در ابتدا می گویم تنها یک اره کمون اره و اره مویی و یک تخته سه لا تهیه کنند و در ابتدا لیستی از وسایل نمی دهم که شاگرد زده شود
جنس نامرغوب چوب
در گذشته تخته سه لایه فنلاندی که دو روی آن به یک شکل بود و از خارج کشور وارد می شد جنس مرغوبی داشتد که امروزه به سختی پیدا می شود، امروزه تخته های چند لایه جنس نامرغوبی دارند، چوب های صنعتی نیز کاربرد دارد.
h021-1عاشق قناری هستم
در فضای زندگی من همیشه گیاه و پرنده است و به آنها به خوبی میرسم و ایجاد فضای شاد برای دو طرف ماست
جمله آخر
از کارکنان نشریه صبح آمل و سردبیر گرامی کمال تشکر و سپاس گزاری را دارم.

یک پاسخ

پاسخ دادن به ناشناس لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

یادداشت ها

آخرین اخبار

پذیرش آگهی

اخبار آمل

گوناگون