چهارشنبه 26 مرداد 1401
آخرین خبرها
خانه » اخبار آمل » صبح آمل در کفتگوی ویژه و اختصاصی با «نعمت شجاع» کشاورز برنج ارگانیک، پرورش دهنده مرغ سبز، ماهی گرمابی و اردک از روستای اوجی آباد شهرستان آمل می گفتند نمی شود ولی هشت بار کشت کردم

صبح آمل در کفتگوی ویژه و اختصاصی با «نعمت شجاع» کشاورز برنج ارگانیک، پرورش دهنده مرغ سبز، ماهی گرمابی و اردک از روستای اوجی آباد شهرستان آمل می گفتند نمی شود ولی هشت بار کشت کردم

زمانی که خیلی از هموطنان بیکار ما «کاسه چه کنم چه کنم» دست گرفتند و به هر کسی برای مبلغی ناچیز رو می اندازند، هستند کسانی که هم خود شاغلند و هم شرایط اشتغال چند نفر دیگر را با هنر کارآفرینی خود فراهم می کنند. کارآفرینی که فرصت طلب است و فرصت ها را با اقتصاد مقاومتی شکار می کند، روشی که مقام معظم رهبری تاکید بسیاری بر اجرای آن در سراسر کشور دارند همان روشی است که در سالهای دور در ایران رایج بوده و طی آن خانواده های روستایی با نگهداری مرغ و خروس، ضمن پرورش آنها و استفاده از گوشت، تخم و … قسمتی از نیازهای خود را تامین و مازاد بر مصرف را روانه بازار و به فروش می رساندند.
آری گزارش ویژه و اختصاصی این هفته صبح آمل در خصوص مردی است که مشکلات را به زانو در آورده و خط بطلان بر روی باور غلط آنهایی زد که فکر می کنند برای راه اندازی یک شغل نیازمند سرمایه ای هنگفت است ولی نه تنها نیست بلکه با کمی اراده و همکاری با مروجین و کارشناسان جهاد کشاورزی می توان چند کار را با هم انجام داد. بنابر این ظهر یک روز تیر ماهی تو هوای ابری از آمل به مقصد روستای اوجی آباد از بخش هرازپی جنوبی به نیت مصاحبه با نعمت شجاع کشاورز و پرورش دهنده اردک، مرغ سبز و ماهی گرمابی به راه افتادم و سر مزرعه برنج محو تماشای زیبایی هایی شدم که جز با زحمت و تلاش شبانه روزی به دست نمی آمد. بعد از سلام و احوالپرسی راهی منزلش که تقریبا چند صد متر آن طرف تر قرار داشت شدیم، خانه ای 60 متری میان گلخانه که خود به تنهایی بهشت کوچک ولی زیبا قد تمام آنچه را که تا امروز دیدم.
صدای حیوانات خانگی«بوقلمون، کبوتر، قرقاول، مرغ سبز، خروس، اردک، غاز و انواع پرنده های زینتی» تو را به سکوت وا می داشت تا محو هنرنمایی شان شوی و اما در میان همه اینها آنچه که محکوم به ماندنت می کرد تلاش خانواده آقای شجاع بود که با وجود همه مخالفت ها و ساز « نه و نمی شود روستائیان و اطرافیان» همچنان بر عقیده خود ماند و ادامه داد و بهانه ای شد تا دوستداران و خوانندگان این نشریه پر مخاطب با وی آشنا شوند که نظر همگان را به مطالعه اش جلب می نمایم:
یکی از مروجین جهاد کشاورزی رودبار شهرستان آمل با اشاره به فرموده مولای متقیان امیر مومنان علی (ع) که هر کس زمینی داشته باشد و در فقر باشد از رحمت خدا به دور است؛ گفت: با توجه به شعار امسال مقام معظم رهبری مبنی بر اقتصاد مقاومتی و سال اقدام و عمل، هدف استفاده از امکانات موجود با حداقل هزینه و حداکثر تولید آن هم به روش بهینه و درست است که اصول به زدایی کشت و داشت و برداشت در آن رعایت شود.
وی با بیان اینکه، استفاده بی رویه از انواع کودهای شیمیایی، سموم و علف کشها در طول زمان باعث تخریب خاک می شود؛ افزود: استفاده بی رویه و بیشتر از کودهای شیمیایی در طول سالها باعث سفت شدن خاک و در نتیجه از بین رفتن منابع تولید می شود و چنانچه غلظت این کودها در خاک بیشتر باشد جذب مواد ریز مغذی ها را مختل و در نتیجه محصولی بی کیفیت روانه بازار و به دست مصرف کننده می رسد. این کارشناس با بیان اینکه یک کشاورز در ابتدا باید خود کارشناس باشد، خاطرنشان کرد: برای تولید محصولی با کیفیت، کشاورزان ما با مطالعه و برقراری ارتباط با مروجان کشاورزی، کارشناسان، افراد مطلع، کشاورزان پیشرو و رهبران محلی راندمان کاری خود را افزایش دهند.وی تصریح کرد: هدف تولید سالم و افزایش اطلاعات و دانش بومی مردم منطقه می باشد که افزایش آمار بیماریهای صعب العلاج خصوصا در نوار شمالی کشور« گیلان و مازندران و گلستان» ، باعث شد تا روند کاری ما تغییر کند و به سمت تولید محصول سالم و ارگانیک پیش رویم.
این مقام مسئول گفت: برای دستیابی به این مهم در زمینی به مساحت 6 هزار متر مربع بدون استفاده از علف کش و سموم شیمیایی و با استفاده ازکودهای بیولوژیک و در کنارش پرورش اردک و ماهی، برنجی سالم و عاری از آفات تولید و انشاء ا… روانه بازار مصرف داخلی می کنیم که این نشان می دهد که ما می توانیم بدون استفاده از نهاده های کشاورزی و کودها و علف کشها و سموم با مدیریت بهینه و به زراعی همان عملکرد ولی با کیفیت بالاتر را داشته باشیم.وی خاطرنشان کرد: جوانان ما ادعا می کنند ما کار نداریم اما به نظر من کار فراوان است و در حال حاضر ما نیاز به پشت میز نشینی نداریم و باید در عرصه و خط مقدم تولید بود و کار کرد و آقای شجاع گواه زنده ای بر حرفهای ماست و نشان می دهد که چیز غیر ممکنی نیست و ما باید با تلاش خود دست به دست هم بدهیم و میهن مان را آباد کنیم.
درسم را نیمه کاره رها کردم
نعمت ا… شجاع از روستای اوجی آباد واقع در بخش هراز پی جنوبی هستم. متولد 1352 دوران ابتدایی را در مدرسه هاتف همین روستا به پایان رساندم و سه سال راهنمایی را در مدرسه محتشم کاشانی گذراندم و وارد دبیرستان شدم ولی از آنجائیکه درسم چندان تعریفی نداشت نیمه کاره رها کردم و می شود گفت که دیپلم ردی هستم.
14 سالم بود که پدرم غلامحسن شجاع فوت کرد و به همین خاطر و برای یک لقمه نان حلال به جوشکاری روی آوردم و زیر دست استاد مشغول به کار شدم.
از هفت برادر و دو خواهر من بچه آخر خانواده بودم. بعد از فوت پدر خدا بیامرزم مادرم سیده رقیه قریشی ما را با چه گرفتاری و مشقتی بزرگ کرد و خداییش سیر کردن شکم این همه بچه آنهم تنهایی و در آن سالها بسیار سخت و غیر قابل باور بود.
همراه با دامادم که استادم نیز بود کار را یاد گرفتم و تازه داشتم می شدم کمک حال مادر که به قول همه دیگر برای خودم مردی شده بودم و باید می رفتم خدمت سربازی که ثبت نام کردم و رفتم. بعد خدمت، دوباره مشغول کار بنایی و جوشکاری شدم.
دعای خیر مادر همیشه پشت سرم هست
مادرم سیده جلیل القدر رقیه خانم قریشی از سلسله بزرگ آقا موسی بن جعفر(ع) می باشد که همیشه در حقم مثل همه مادران خوب ایران اسلامی دعا می کرد و من هم تحت هیچ شرایطی دلش را نشکستم و تا جایی که از دستم بر می آمد نگذاشتم کمبودی را احساس کند و مواظب بودم تا آبروی پدر و مادرمان حفظ باشد و کسی نگوید بچه های غلامحسین شجاع ناخلف از آب در آمدند.
ازدواج پر خیر و برکت
23 سالم بود که مادر خدا بیامرزم با توجه به اینکه همه برادر و خواهرانم سر و سامان گرفته بودند به فکر زن دادن من شد و از روستای پاشاکلا و خواهر شوهر برادرزاده ام را برای من در نظر گرفت و با مهریه 100 سکه بهار آزادی ما دو تا بدون اینکه همدیگر را بشناسیم سر سفره عقد نشستیم و یکسال و نیم نامزد بودیم تا اینکه شناخت مان نسبت به هم بیشتر شد و بعد آن با یک ازدواج ساده سر زندگی مان داخل یک خانه کوچک ولی با وجود مادر پر از صفا و صمیمیت رفتیم.
گلخانه
سال 76 در زمینی به مساحت هزار و 600 متر مربع«بیش از یک خویز و نیم» گلخانه زدم و از آنجائیکه تازه کار بودم و چیز زیادی نمی دانستم صدمات زیادی به من وارد شد. اوایل چند بار شکست خوردم و از طرفی بعضی ها هم با اطلاعات غلط باعث می شدند تا خطای کارم بیشتر و در نتیجه به نابودی کشیده شوم.
در این گلخانه گلهای انجیری، نخل مرداب، دراسینا، لیندا، انجیر فر، انجیر تخت و … را پرورش می دهیم که برگی جات را گلفروشان از ما می خرند و برای فروش به تهران و شهرستانها می فرستند.
بوته های گل را خریدم و تکثیر کردم
در ابتدای به امر بوته های نشاء گل دانه های انجیری را دو هزار و دویست تومان و در کل450 هزار تومان خریدم و در یک سالن زدیم به این صورت که به پیشنهاد و کمک رفیقم که بسیار خداترس و از کارشناسان مرکز بهداشت محیط بود، پرورش گل انجیری تخت که کار بسیار سختی است در حدود 20 متر گلخانه مان کاشتیم و با قلمه زدن آن را توسعه دادیم و با فروش آن پول مان را در آوردیم.
سود را دلالان می کنند
در سالهای قبل فروش گل و درآمد حاصل از آن بسیار خوب و به جرات می شود گفت منبع درآمد بسیار مهمی برای صاحب گلخانه به شمار می رفت ولی در حال حاضر دست زیاد شده و دلالان هم به قیمت خیلی کم از ما می خرند و به چند برابر در بازار آزاد و سیاه می فروشند که همین عامل باعث شد شکست بخوریم و خرج مان با دخل مان جور در نیاید که با این شرایط فروش مواد غذایی به صرفه تر است.
خانوادگی ایستادیم تا جلوی ضرر را بگیریم
کار گلخانه کاری دسته جمعی و به افراد بیشتری جهت همکاری نیاز دارد به همین خاطر همه حتی مادرم که خدا بیامرز آن روزها در بستر مریضی از یکطرف مراقب بچه هایم بود و از طرفی دیگر نشسته گلها را دسته می بست و همسرم نیز همپای من و مثل یک مرد دوشادوشم کار می کرد و هیچگاه اظهار گله یا خستگی نمی کرد و حتی ناراحتی خودش را از فرط مشکلات بروز نمی داد و بزرگترین پشتوانه و حامی من در این راه پر خطر بود.
از هفت سالگی بچه هایم را وارد کار کردم
کار جوهره انسان است و برای به دست آوردن روزی حلال باید زحمت کشید و این هنر و فن مختص سن خاصی هم نیست. آموزش و اصول کار کردن به بچه هایم را نیز تقریبا در سن هفت سالگی یاد دادم تا آدمهایی تن پرور و بی مصرف بار نیایند و برای خود و خانواده خصوصا اجتماع افرادی مفید و مثمر ثمر باشند. فرزندانم ابوالفضل؛ ایمان و رقیه می باشند که همه کاسب و فعال می باشند و با تشویق مروجین کشاورزی الحمدا… آنها هم ادامه دهنده کارم هستند.
پرورش مرغ سبز
با همکاری و به پیشنهاد دوستِ پسرم که مرغ سبز را پرورش می داد 100 قطعه جوجه خریدم و با توجه به اینکه هیچ تجربه ای در این زمینه نداشتم با افراد کار کشته و دارای تخصص «از جمله مرغدار، جوجه کشی و مصرف کنندگان» مشورت کردم تا کمتر ضر و زیان کنم و محصول خوب و سالم را به متقاضییان بدهم.
فروشندگان خوراک دام کم لطفی می کردند
یکی از فروشندگان خوراک دام آنقدر قیمت ها را نجومی به منمی فروخت که هم ضر و زیان فراوانی دیدم و هم هر چه در می آوردم با سود و ضررش باید دو دستی تحویل او می دادم و در واقع من و زن و بچه ام بردگی اش را می کردیم و تازه هزینه آب، برق و گاز بماند که پدر ما را در می آورد تا اینکه از طریق مهندس فلاح با حاج محمد خوبزاد آشنا شدم و وقتی اوضاع را چنان دید و داستان تلخ را شنید؛ گفت من یک رفیق دارم که بسیار منصف است و از او برای مرغ شما خوراک می خرم که انشاءا… خدا به این عزیزسلامتی و طول عمر با عزت و برکت بدهد. حدود 1600 کیلو خوراک خریدیم که هشتصد هزار تومان سودی که در این معامله کردم از جانب ایشان به من رسید و تا 600 مرغ هم پرورش دادم.
مرغ سبز 45 روزه دست می دهد
در طی 42 روز وزن مرغ را به 5 کیلو رساندم که از نظر کمی و کیفی بسیار عالی و گوشتشان نیزخوشمزه بود.
خطراتی که مرغ سبز را تهدید می کند
زمانی که به اصطلاح جوجه از مرگ نجات پیدا می کند بیماری خطرناک به سراغش می آید و با پخ پخ و سرفه کردن هر روز رو به ذلیلی می رود تا اینکه نهایت می میرد و این موقع درمان هم افاقه نمی کند. در یک برهه پرورش 300 تایی جوجه، 184 تا تلفات داشتم و به مرور زمان با تجربه اندوزی و استفاده از علم دیگر مرغداران توانستم بر مشکلات فائق و با راه اندازی سیستم قطره ای مکانیزه در بالای پشت بام محل نگهداری مرغ سبز، لوله کشی دستی آب را تغییر و راندمان کاری را افزایش و از خطر گرمازدگی و عواقب بد آن جلوگیری کنم.
حضور در کلاس مروجین کشاورزی
از طریق برادرم که عضو شورای اسلامی روستای اوجی آباد است دعوت به حضور در کلاس مروجین کشاورزی رودبار از بخش مرکزی هراز پی جنوبی شدم و در همان روز اول و طی سوال و پرسش، جواب مهندس فلاح را که تا آن روز نمی شناختمش دادم که خوشش آمد و بعد از جلسه مرا به کناری کشاند و پیشنهادی را مطرح کرد و از من خواست تا در زمینه پرورش اردک که ریسک بزرگی هم بود مشغول به کار شوم.
بیماری لاعلاج و ارتباط آن با سموم شیمیایی داخل غذا
استفاده از سموم شیمیایی در مزارع برنج و محصولات غذایی باعث به وجود آمدن بیماری های صعب الاج از جمله نمونه های بسیاری از سرطان ها شده که خانواده ما نیز از این مصیبت بی نصیب نماند و برادر و برادرزاده عزیزم را از ما گرفت و همین داغ بزرگ سبب شد تا به محض پیشنهاد مهندس فلاح و توضیحات کاملی که وی در زمینه پرورش اردک و سودهای فراوانی که برای محصول برنج ما به وجود می آمد بدون فوت وقت و با افتخار شروع به کار کردم تا حداقل با تولید محصولات ارگانیک و بدون استفاده از سموم و انواع آفت کش ها هموطنان دیگرمان را از ابتلاء به این بیماری های کشنده و خانمان برانداز نجات دهیم.
پرورش اردک در مزرعه برنج
مقداری کود و سم شیمیایی خریدم که مهندس فلاح و دیگر دوستان مانع من شدند و گفتند مدیون باشی اگر بخواهی استفاده کنی؟ به همین خاطر سموم را پس دادم و به اتفاق حاج آقا خوب زاد 300 بچه ماهی 120 گرمی را 450 هزارتومان خریدم و روزی که رفتیم برای رها سازی ایشان به من گفتند اگر امروز جوجه اردک ها را نخری زحمت مهندس فلاح هدر می رود ولی حقیقتش دستم خالی بود و شرمنده شان شدم.
خدا بخواهد می شود
آدمهای موفق چشم تنگ نیستند و دست دیگران را به مانند برادر خودشان می گیرند و از زمین بلند می کنند. آقای خوبزاد هم از این دسته عزیزانی بود که خمس و زکات لطف خدا نسبت به خودش را با کمک به من پرداخت کرد. آن شب را با ناراحتی و شرمندگی از خودم و این دو بزرگوار خوابیدم و ساعت 4 صبح با صدای زنگ «خوبزاد» از خواب پریدم که گفت جوجه اردکهایت سر زمین هستند چه جوری دلت می آید که بخوابی؟ بعد از خواندن نماز سریع به راه افتادم و وقتی به مزرعه رسیدم دیدم با پسرش ایستاده و در جواب پسرش که از او خواست تا به تهران بروند گفت صبر کن تا داداش نعمتم بیاید و امانتی ها را تحویلش دهیم.
100 جوجه اردک دو رگه، گوشتی و زود رشد را به قیمت هر کدام چهار هزار و پانصد تومان خریدم و این در صورتی بود که محلی ها شش هزار تومان می خواستند به من بفروشند ولی آقای خوبزاد به قیمت مناسب و بدون کرایه حمل، این کار را برایم انجام داد. البته بچه ماهی ها را از روستای کیاکلای بابل خریدیم.
اردک ها ماشین های خوبی برای کوددهی می باشند
پرورش اردك در سطح استخرهای پرورشی ماهی می تواند به خوبی با سیستم پرورش چند گونه ای ماهی هماهنگ شود به طوریكه اردكها به خوبی با ماهیان پرورشی سازگار می شوند. این سیستم مزیتهای زیادی برای پرورش دهنده دارد:
هنگامی كه اردكها در سطح استخر آزاد هستند می توانند از طریق دفعیاتشان استخرها را كوددهی كنند و به خاطر كارایی بسیاری كه دارند به اصطلاح ماشین كود دهی نامیده می شوند اردكها گیاهان آبی را در كنترل خود نگه می دارند و مانع از افزایش بی رویه آنها می شوند.
همچنین اردكها با راه رفتن بر روی كف استخر باعث نرم شدن بستر و كمك به خروج مواد مغذی از خاك و نتیجتا افزایش تولیدات استخر می شوند.
هنگامیكه اردكها در آب شنا می كنند باعث هوادهی آب شده بنابراین می توانند هوا دهنده های بیولوژیكی نامیده شوند که بیشتر نیاز غذایی شان از استخر با خوردن علفهای هزر آبی، حشرات، لارو و كرمهای كف بستر و غیره برآورده می شود و لذا غذای مكمل خیلی كمی نیاز دارند.
بعد 40 روز جوجه اردک، اردک شد
با زحمت شبانه روزی و رعایت همه جوانب از اردکها مراقبت کردم و هر روز از محل نگهداری در مزرعه تا منزلم، پیاده مثل یک چوپان می آوردم که تحرکی برای جوجه اردکها شود و بیشتر احساس گرسنگی کنند و غذا بخورند. روزی 2 کیلو خوراک به آنها می دادم و در دو طشت بزرگ آب می ریختم و از آنجائیکه 30 تا از اردکهایم خوراک شغالها شدند، شبها در یک اتاقک داخل حیاط نگهداری می کردم. نکته قابل توجه اینکه بعد از ذبح، گوشت خالص بود و اصلا چربی نداشت.
هشت کشت در یک زمین
پرورش اردک، ماهی، تولید برنج، برداشت ریتون و کشت مجدد در یک سال زراعی اتفاق بزرگ و غیر منتظره ولی واقعی در یک زمین کشاورزی است که توجه کانون بسیاری از متخصصان و تلاشگران عرصه تولید را به طرف خودش جلب کرده و این یک خلاقیت است.
زمین یعنی اشتغالزایی
امروزه بیشتر افراد خصوصا جوانان عزیز از بیکاری می نالند که باید گفت زمین یعنی تولید کار و اشتغالزایی ولی فقط باید آستین همت را بالا زد و با غیرت و تعصب ایرانی بودن حتی در رفع احتیاجات اولیه کارآفرینی نمود و نمودار وابستگی به بیگانگان را به صفر رساند.
رفع وابستگی با شعار تولید بیشتر
تا به حال مشغول جنگ با کشورهای خارجی بودیم ولی در حال حاضر در حال جنگ با سموم شیمیایی و آفات طبیعی هستیم که دارد نسل ما را منقرض می کند و برای گذر از این وابستگی باید تولید را به انبوه برسانیم.
هیچ نهادی از من حمایت نکرد
یکی از مسائلی که کشاورز را سرد می کند عدم حمایت از سوی مسئولان ذیربط شهری و استانی می باشد. در این برهه از زمان و با توجه به شعار امسال مقام معظم رهبری مبنی بر اقتصاد مقاومتی ریسک بزرگی کردم که بدون اعتبار و با دست خالی همزمان با کشت برنج به پرورش ماهی و اردک پرداختم.
کود و سموم را پس دادم
زمانی که مهندس فلاح و دیگر کارشناسان از من خواستند تا کود و سموم شیمیایی را پس بدهم ابتدا کمی مقاومت کردم ولی با فکر کردن به نتیجه مثبت آن که همانا تولید محصول ارگانیک بود تشویق به این کار شدم و همه کود و سم خریداری شده را پس دادم و از پول آن 1000 متر طور، جوجه اردک و بچه ماهی و هشت کیسه خوراک خریدم و 100 هزار تومان نیز برایم باقی ماند.
برنجم را قیمت گذاشتند
از آنجائیکه محصول برنج امسال من در 6000 متر مربع ارگانیک و عاری از سموم کشاورزی است از توجه و عنایات الهی، خوشه های برنجم عالی و پربار است که مسئولان مرکز جهاد کشاورزی از این موضوع راضی هستند.
امکانات نداریم
دور مزرعه پرورش ماهی و اردک باید با فنس و بلوک دیوارکشی شود تا سمور بچه ماهی ها را نخورد و جلوی ضرر را از همان ابتدا بگیریم. بیمه کشاورزی نیستیم و این مهم ترین معضل است.
کار در مزرعه و خانه سخت است
همزمان با پرورش ماهی و اردک، مرغ سبز را نیز در منزل پرورش می دهیم که کاری بسیار وقتگیر و از طرفی پر خطر است چرا که ساعت دو و نیم شب باید به اتفاق همسرم سروقت جوجه مرغها برویم تا مبادا دچار گرمازدگی یا بیماری شوند. شبهایی هم پیش می آید که تا صبح نمی خوابیم و هر یکساعت سرکشی می کنیم تا کارهای شان را انجام دهیم که با این تفاصیر کار پر زحمت و طاقت فرساست که اگر امکانات هم نباشد به دلسردی تبدیل و رها می شود.
دستگاه تهویه هوا نداریم
از آنجائیکه دستگاه تهویه هوا برای نصب در اتاقک نگهداری جوجه ها برای جلوگیری از بوی بد بسیار ضروری است تا همسایه ها و خود ما اذیت نشویم ولی قیمتش آنقدر بالاست که خریدش از عهده ما بر نمی آید و با توجه به قول مساعد یکی از عزیزان جهاد کشاورزی امیدواریم این اتفاق قشنگ هر چه زودتر بیفتد چرا که سری قبل در 600 مرغ 180 تا تلفات داشتیم و اگر این دستگاه بود همین الان جوجه می آوردیم.
وجود مروجین ضروری تر از امکانات
آموزش های خوب و به موقع از سوی مروجین مرکز جهاد رودبار مرا جذب کشاورزی و چرخه بیشتر تولید کرد که با تلاش و همکاری تمام عزیزان میسر شد.
هدف برای آینده
امیدوارم با تولید بیشتر و انتقال آموزه هایم به دیگر کشاورزان در سراسر این استان پهناخیز، خمس و زکات دارایی هایم را بپردازم و دیگران را نیز از موهبت های الهی بهره مند سازم و تولید فرآورده های کشاورزی از اولویت های اصول زندگی همه ما باشد.
کودهای ارگانیک به حد کافی موجود است
حدود سه تن کود رایگان در اختیارم قرار داده شد که من هم آن را به کشاورزان و همسایه ها دادم ولی از این پس باید بهای آن را بپردازم و این در حالی است که برای 53 نفر کود جایزه گرفتم و با کمک مهندسین عزیز تحویل شان دادم.
ابتدای به امر هیچکس با من همکاری نکرد
زمانی که استارت کار را زدم و از شورائیان برای انجام این پروژؤه عظیم که همانا محصول بدون استفاده از سموم کشاورزی بود، کمک خواستم کسی از من حمایت نکرد چرا که ترس از این داشتند مبادا با شکست مواجه شوند ولی وقتی از نزدیک در جریان کار و تولید فراوان برنج ارگانیک قرار گرفتند، ارتباط خوبی را با ما برقرار و حتی در جریان رها سازی زنبورهای تروما در مزارع برنج خودشان همکاری مستمر و خوبی را با مروجین کشاورزی داشتند.
قبلا ذهنیت ها نسبت به مروجین خراب بود
مروجین به عنوان پل ارتباطی بین کشاورز و مراکز تحقیقات کشاورزی نقش فعال و مثمر ثمری را در بحث تولید دارند که این بر کسی پوشیده نیست ولی ذهنیت ها تا چند ماه گذشته نسبت به این قشر خراب و بیگانه بود که با توجه به حضور مهندس خسروی به عنوان یک متخحصص قوی و کار کشته، نگاه ها با تلاش فراوان و برگزاری کلاس های متعدد، تغییر و بالاخره نتیجه داد و همین انگیزه را در تیم بیشتر و کارشناسان با آزادی عمل وارد صحنه کار شدند.
طول خوشه های برنج بالای 25 سانت می باشد
معمولا استاندارد پنجه های برنج 15 الی 20 می باشد که ما تا 38 پنجه هم داشتیم و خوشه ها انصافا خیلی خوب و طول آن بالای 25 سانت و از نوع طارم هاشمی هم می باشد.
زمان بارندگی خیلی مهم است
در جهت برداشت محصول، زمان بارندگی خیلی مهم می باشد و زمان برداشت اگر بارندگی باشد، درصد دانه های پوک برنج خیلی زیاد و رطوبت نیز باعث افزایش بیماری های قارچی مثل«بلاس خوشه و گردن» می شود و زمانیکه هوا ابری و دما بالاست طغیان کرم ساقه خوار زیاد می شود که تا امروز ما به واسطه پرورش ماهی و اردک این مشکل را نداشتیم.
رمز موفقیت
توکل به خدا، دعای خیر مادر خدا بیامرزم، همت و تلاش من و همسر عزیزم که در همه این سالهای زندگی پا به پای من آمد و لحظه ای تنهایم نگذاشت.
نشد پا پس بکشم
تنها چیزی که به گفته خانواده و خیلی از دوستان و آشنایان خداوند به من داده اعتماد به نفس و امید می باشد و در زندگی و کارم از هیچ چیز و هیچکس جز خدا نترسیدم و جلو رفتم که خواستن توانستن است و یقین دارم که بزرگترین دشمن انسان ترس و فرار از واقعیت هاست.
در سختی ها توسل می کردم
در تمام مراحل کار و آنجائیکه کم می آوردم به آقا ابوالفضل و ابی عبدا… الحسین(ع) توسل می کردم.
هزینه های کمرشکن برق
برق از یکطرف بزرگترین نعمت برای کشاورز و از طرفی هم بیشترین هزینه ها را متوجه آنان می سازد پس بنابر این برق باید کشاورزی باشد تا هزینه های پرداختی کمتر شود چنانچه فیش گاز منزل 60 متری من سه سال گذشته 7 میلیون تومان آمد که در حال حاضر قطع می باشد. با پیگیری های فراوان قرار بر این شد تا به آن رسیدگی کنند که کارشناسان آن را به دو میلیون و 300 هزار تومان رساندند.
توصیه به جوانان
از دوستان و همه علاقمندان به پیشرفت و آبادانی کشور عزیزمان ایران می خواهم که بیایند و از علم و دانش متخصصان نهایت استفاده را ببرند و در واقع سود کنند و تا جایی هم که از دست من بر می آید از کمک به آنها دریغ نمی کنم.
آرزو
امیدوارم سقف تولید را به بالاترین درجه آن که همانا تولید انبوه می باشد برسانم.
تنگ نظر نباشیم
بعضی ها نظرشان بر این بود که نباید داشته ها و تجربیاتم را که با سختی و ممارست به دست آوردم به راحتی در اختیار دیگران قرار دهم و یا حداقل در مقابلش پولی دریافت کنم که نظر من عکس آن بود و این را یک نوع تنگ نظری می دانستم که برکت را از مال و زندگی آدم کم می کرد.
گفتگو با یکی از مخالفان سابق و موافقان فعلی طرح تولیدات ارگانیک
در ادامه این گفتگو احمد شجاع یکی دیگر از کشاورزان این روستا که در ابتدا مخالف اجرای طرح برنج ارگانیک در زمینهای کشاورزی بود گفت: روز اولی که از طریق آقا نعمت در جریان این طرح قرار گرفتم و مهندس فلاح و آقای خوبزاد هم درباره فواید این کار با من صحبت و از آن به عنوان فرهنگ رایج نام بردند و توضیح دادند که استفاده از این طرح آلودگی غذایی را به حداقل می رساند که بنده تا حدودی توجیح شدم.
طرح ماهی چال
در یک روز ابری که نم نم باران نیز شروع شده بود آقا نعمت به من گفت حالا که لودر برای کندن زمین نمی آید بیا من و تو خودمان شروع به کار شویم و همین طور هم شد و با کمک بچه هایش شروع به کندن و مزرعه پرورش ماهی را آماده کردیم. در کنار آن همزمان طرح تولید ارگانیک در مزرعه ایشان انجام شده بود و از آنجائیکه من زودتر از وی کود و سم زمینم را زده بودم با تشویق کارشناسان و با کود ارگانیکی که آنها در اختیارم قرار داده بودند شکر خدا محصولم خوب است.
یک هکتار و نیم زمین و پرورش ماهی و اردک
اموزش به موقع و ترویج خوب مروجین در امر کشاورزی و همچنین پیشرفت خوب آقای شجاع باعث شد تا عامل حرکتی برای من نیز شود و حدود یک هکتار و نیم از زمین کشاورزی ام را به پرورش ماهی و اردک اختصاص دهم.

>>>ثبت در9 مرداد 1395
انتشار توسط روزنامه اقتصاد پویا

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*