دوشنبه 4 مهر 1401
آخرین خبرها
خانه » اخبار آمل » سید مجید محسنی از باغداران موفق لاریجان و یکی از فعالین صنعت معدن در گفت و گو با صبح آمل: ژن خوب یعنی اشتغالزایی صدها نفر در 20 هکتار اراضی سنگلاخی

سید مجید محسنی از باغداران موفق لاریجان و یکی از فعالین صنعت معدن در گفت و گو با صبح آمل: ژن خوب یعنی اشتغالزایی صدها نفر در 20 هکتار اراضی سنگلاخی

ساعتم را نگاه کردم حوالی 30/6 صبح میدان اصلی«هفده شهریور» شهرآمل راهی مسیری بودم که راه نسبتا طولانی 77 کیلومتری هراز تا بخش لاریجان این شهرستان و سوژه مورد نظرم«یکی از باغداران خوش ذوق آملی» فاصله وجود داشت. بعد از نیم ساعت به منطقه چلاو رسیدم مردی حدودا 52 ساله که سرخی صورتش نشان از کار و فعالیت در زیر آفتاب سوزان شهریورماه در باغ گیلاس و آلبالو و تلاش برای کسب نانی حلال می داد. از ماشین پیاده شد و از من خواست تا به اتفاق به سمت منطقه ییلاقی و خوش آب و هوای بایجان از توابع بخش لاریجان برویم. مسیر کوهستانی و جاده پر از ترافیک و مسافران و رانندگانی که سردرگم و کلافه به کوه که در میان حاله ای از نور صبحگاهی دلبری می کرد نگاه می کردند، هر کسی یک چیزی می گفت تا کی باید ساعتها منتظر بمانیم چرا مسئولان فکری به حال این موضوع نمی کنند که همان حین راه باز شد و آرام آرام ماشینها حرکت کردند، تقریبا یکساعتی طول کشید نرسیده به بایجان همان صحنه‌هایی که در گزنک دیده‌ایم برای‌مان تکرار می‌شود. سیب و گیلاس و سیب. دور تا دور این منطقه تا چشم کار می‌کند باغ است. بعضی از باغدارها سیب‌های‌شان را توی جعبه ریخته‌اند و کنار جاده می‌فروشند. البته مشتری هم کم ندارند. بایجان است و سیب‌ آن. جاده‌ای باریک و سرسبز با باغ‌هایی که هنوز سیب‌هایش چیده نشده. جلوی یکی از همین باغ‌ها پیرمردی چند کارتن سیب زرد و قرمز مقابلش چیده. قیمت می‌پرسم. می‌گوید: «کارتنی 20 هزار تومان. 10 کیلویی است.» از محصول امسال‌شان می‌پرسم. سرش را تکان می‌دهد. یعنی خوب نبوده. دلیلش را می‌پرسم؛ می گوید: مردم فکر می‌کنند باغداری سود دارد ولی به زحمتش نمی‌ارزد. باید به درخت برسیم، آبیاری کنیم، سمپاشی کنیم و… چیدن و توی جعبه گذاشتن هم که زحمت خودش را دارد. چه فایده هر سال باید ببینیم مشتری می‌آید یا نه؟ اگر دولت محصول‌مان را بخرد یا قیمت تعیین کند، دلال بازی نمی‌شود. آن طرف جاده از صاحب پیر باغ از مشکلاتش می‌پرسم. می‌گوید: قسمتی از سیب کشور در استان ما تولید می‌شود ولی هر سال باید نگران فروش آن باشیم. سردخانه‌ هم که در روستای رزکه است و تا انتقال میوه به آنجا خیلی دچار هزینه می شویم. از او خداحافظی می کنیم و به حرکت مان ادامه می دهیم، وارد باغ گیلاس و آلبالو شدیم، تا چشم کار می‌کرد درخت بود و درخت و زیبایی میوه‌های زرد و قرمز رنگ در سبزی درختان، انگار قطعه ای از بهشت که نرفته نصیبت شد. با تعارف برای خوردن سیب صحبت‌مان شروع می‌شود، محسنی می گوید؛ از وقتی یادش می‌آید یعنی از همان اوایل کودکی در باغ پدرش مشغول کار و تلاش بوده است.
وی باغداری را از سالها پیش شروع کرده و مثل دیگر تولیدکنندگان برای خودکفایی و بی نیازی ایران عزیز می خواهد آمار تولید مرکبات خود را افزایش دهد و برای دستیابی به این مهم شعار اقتصاد مقاومتی را نصب العین خویش قرار داده و می گوید؛ اقتصاد مقاومتی یکی از رویکردهای مورد تاکید مقام معظم رهبری است و ایشان سال ۹۵ را به عنوان سال اقتصاد مقاومتی اقدام و عمل نامگذاری و همواره اظهار داشته‌اند ملت ایران بایستی در هر شرایطی با تکیه‌ بر توانایی‌های خود اقتصاد کشور را حتی در شرایط تحریم اداره کند و بدون شک مردمی کردن اقتصاد یعنی استفاده از ظرفیت‌های خود مردم برای ایجاد اشتغال و افزایش تولیدات داخلی است که می تواند کمک شایانی در رونق اقتصادی کشور در بخش های مختلف باشد. بر این اساس شهرستان آمل از جمله مناطق استان مازندران است که از نظر کشاورزی و باغداری زمینه های مناسبی برای ایجاد اشتغال و توسعه این بخش دارد و مردم منطقه لاریجان با ایجاد باغ های گسترده مرکبات، گیلاس، گردو، زیتون و … توانسته اند علاوه بر کسب درآمد برای خود زمینه اشتغال مردان و زنان زیادی را نیز فراهم کنند که با توجه به این مهم صبح آمل گفتگویی اختصاصی با سید مجید محسنی کار آفرین موفق بخش صنعت کشاورزی و باغداری ترتیب داد که در ذیل می خوانید:
چطور شد که وارد بخش کشاورزی شدید ؟
سید مجید محسنی متولد 1346روستای شاهاندشت هستم. از کودکی در محیط باغ بزرگ شدم و چهار ماه از سال را در این منطقه خوش آب و هوا سر می کردیم. صنعت باغداری از نسل های قبل«400 سال پیش» و نیاکان برگشت می کند و عمده فعالیت در زمینه کشت و تولید گردو و گیلاس بوده و پدربزرگ و پدرم آن را توسعه دادند و ما هم به اتفاق خانواده و بچه ها در صنعت کشاورزی بخصوص سیاه بیشه مشغول به کشت و کار هستیم و صیفی جات هم می کاریم و خود من حدود 35 سال است که باغداری می کنم و تمام کار ما «صنعت باغداری، کشاورزی، معادن، نهالکاری» تولیدی است و در عرصه ملی نهالهای زیادی را کاشتم و در جمع آوری زباله از سطح کوهستان و مناطق ییلاقی هم به طور مستمر حضور دارم و با افتخار و برای سالم ماندن طبیعت این کار را انجام می دهم. این رانیز بگویم که من واقعا به کشاورزی علاقه دارم، درآمد این بخش جزو پاک ترین و حلال ترین درآمدها و واقعا پر برکت است و هر چه داریم از گذشته و نیاکان پر تلاشی است که به ما یاد دادند و زمانیکه به هفده سالگی رسیدم پدرم سه صبح بنده را بیدار می کرد و به معدن می برد که آن موقع از او ناراحت می شدم و بعد پنج سال تازه فهمیدم چه خدمتی به ما کرد. از طرفی 28 ماه خدمت مقدس سربازی را هم در کارنامه خودم دارم که بخاطر شرایط جنگی چهار ماه بیشتر خدمت کردم و مدرک تحصیلی ام هم زیر دیپلم است.
مکان فعلی حدود 48 سال قبل توسط پدر بنا گذاشته شد. اینجا شرکت «کوره بن» بود که آهک تولید می شد و زمانی که برداشت ذخیره معدنی تمام شد پدرم تقاضا دادند و فضای 20 هکتاری را تبدیل به باغ کردند و انواع اصله نهالها و درختان را کاشتند که به بهره برداری رسید و این باغ با نام شرکت کشت و صنعت و دامپروری کوره بن با مدیر عاملی پدرم است که سهامدارانش تمام خانواده می باشند و در حال حاضر جای خالی نداریم و درخواست واگذاری زمین 35 هکتاری را دادیم که در صورت موافقت انشاءالله 50 هزار اصله نهال زیتون، انار و گردو را خواهیم کاشت.
نظر شما در مورد سیاست های دولت در بخش کشاورزی چیست ؟
دولت باید در بخش کشاورزی کمک و پشتیبان کشاورزان باشد و در سیاست های خود یک روال ثابت و بدون بالا و پایین را در پیش بگیرد چرا که کشاورزی تازه در ایران جا افتاده است و انشاالله آینده خوبی خواهد داشت.
به عقیده شما مهم‌ترین نیاز کشاورزان چیست؟
فکر می‌کنم مهم‌ترین نکته برای یک کشاورز دریافت اطلاعات علمی از متخصصان و استادان کشاورزی یا استفاده از تجارب کشاورزان موفق و کارآزموده دیگر است. چون در غیر این صورت با موفقیت همراه نخواهد بود. با این شیوه کشاورزان ضمن آشنایی با فناوری‌های نوین متوجه می‌شوند امتیاز استفاده از این فناوری‌ها چیست و چه کمکی در زمینه تولید آنها خواهد داشت. به‌عنوان مثال با به‌کارگیری فناوری‌های نوین در نهاده‌ها، آزمون خاک و مسائل دیگر همانند آبیاری بهینه، آبیاری قطره‌ای یا بارانی، می‌توان در شرایط آب و هوایی مختلف محصولی با کیفیت و اقتصادی تولید و روانه بازار کرد.
عمده مشکلات بخش کشاورزی چیست؟
یکی از مشکلات عمده در بخش کشاورزی، نبود زنجیره تولید تا توزیع، الگوی کشت مناسب و شرکت‌های کنسرسیوم صادراتی برای صادرات محصولات ازاد کشاورزی به کشورهای خارجی است که متأسفانه در سال‌های گذشته تنها در حد حرف باقی مانده و در عمل کاری برای آن نشده تا حدی که اکنون بازار صادراتی خوبی نداریم.
شما برای شروع چقدر سرمایه در اختیار داشتید؟
لازم به یادآوری است که از سالهای خیلی دور پدربزرگم کشاورز بوده، به همین دلیل این شغل نسل به نسل در خانواده ما وجود داشته است. اما درباره سرمایه باید بگویم سرمایه اصلی یک کشاورز، زمین زراعی اوست. ولی همان‌طور که می‌دانید از سال‌های گذشته تا به حال منتظر واگذاری زمین از سوی جهاد هستیم که انشاءالله با موافقت منابع طبیعی حاصل شود.
از شرایط سخت کار در ارتفاعات کوهپایه ای بگویید؟
یادم نمی رود اینجا پل نداشتیم ماشین نبود و با مال رفت و آمد می کردیم و با دست درختان را آب می دادیم و ده سالم بود که به خواسته پدرمان موقع ساختن استخر با فرچه حوضچه روی سنگ می کشیدیم تا خاکش برود و سیمان با سنگ خودش را بگیرد.
یکی از شیوه‌های مبارزه نوین با آفات محصولات استفاده کمتر از مواد شیمیایی است. شما در این زمینه چه سیاستی را دنبال کرده‌اید؟
با کسب تجربه 36 ساله در امر کشاورزی و با استفاده از توصیه‌های کارشناسان تغذیه و گیاه‌پزشکان، در اواخر شهریور به مدت یک ماه تا یک ماه و نیم شروع به سم‌پاشی درختان می‌کنم، به این ترتیب نه تنها درخت در مقابل بیماری‌ها مقاوم می‌شود بلکه با توجه به گذشت زمان محصولات سالمی‌ را به بازار عرضه می‌کنم. به عقیده من وقتی از نظر متخصصان کشاورزی استفاده می‌کنیم، می‌توانیم نسبت به اکثر تهدید‌های موجود مقاومت داشته باشیم و از نظر بهداشتی محصولات قابل قبول بازار را تولید کنیم.
در واقع به نوعی تاکید بر بهره‌وری شده است چون با استفاده از کمترین مواد شیمیایی مثل کود و سموم مختلف می‌توانیم محصولی کیفی و کمی خوبی را وارد بازار کنیم. به عنوان مثال مگس مدیترانه‌ای آفتی برای درختان محسوب می‌شود که در طول سال از اوایل فصل بهار تا اواخر پاییز باغات را مورد هجوم دائمی خود قرار می‌دهد. بنابراین نمی‌توان تمام مدت سال درختان را سم‌پاشی کرد پس با سم‌پاشی محدود بر درختان به‌تبع محصول مرغوب‌تر، باکیفیت‌تر و خوشمزه‌تری تولید می‌شود.
مهم ترین مشکلات در خصوص میوه گیلاس کدامند؟
عمده مشکلات ما در برداشت گیلاس کمبود نیروی انسانی و نبود ماشین آلات سنگین جهت چیدن این میوه است. در کنار آن ورود فاضلاب انسانی، زباله ها و رسوبات مزرعه های پرورش ماهی بعلت نداشتن دستگاههای رسوب گیر به رودخانه هراز آب را شدیدا الوده کردند. مسئله دیگر ساخت و ساز در بستر رودخانه و تجاوز به حریم آن می باشد که عرض 60 متر آن در حال حاضر به 20 متر هم نمی رسد و با توجه به شکایات مختلف به ادارات ذیربط متاسفانه تا به حال هیچ ترتیب اثری داده نشد. موضوع بعدی که خود به تنهایی بزرگ نمایی می کند تحریم و قطع صادرات به کشورهای اروپایی است که بیشتر توان ما را گرفته و مانع پیشرفت شده است.
انتخاب نیروهای انسانی در برداشت گیلاس از چه شهرهایی صورت می گیرد؟
برای برداشت گیلاس نیروهای انسانی از شهرهای مشهد، اصفهان، گرگان، اسفراین و بجنورد می باشند که تعدادشان به 500 نفر به همراه صبحانه، ناهار و شام است و حدود سه ماه در اینجا می مانند و همه این کارگران بیمه بی نام جهت حوادث حین کار می شوند. دستمزدها برای هر نفر 100 هزار تومان می باشد که از طریق شرکت کشت و صنعت و دامپروری کوره بن پرداخت می شود.
مقصد صادرات گیلاس کدام کشورهاست؟
عمده محصول گیلاس ما به کشورهای دوبی، قطر و تا قبل از تحریم تا آلمان هم صادر می شد و تمام این میوه بخاطر کیفیت و مرغوبیت بالایش به فروش می رسد و خریداران بزرگ از طریق مزایده آن را از ما می خرند و در بعضی اوقات نیز دلالان با پیشنهاد بیشتر به صورت کنترات انجام می دهند که به دلیل وجود واسطه ها و سوء استفاده ما دست شان را کوتاه کردیم.
نقش جهاد در ارائه خدمات به باغداران چگونه است؟
منطقه لاریجان خصوصا بخش کشاورزی روستای بایجان به دلیل نداشتن امکانات محروم است و با توجه به اینکه متصدی امور سیاه ریشه ها جهاد کشاورزی می باشد اما بخاطر عدم ارائه خدمات به باغداران و کشاورزان نتوانسته است شایسته و بایسته کمکی نماید و سنگ اندازی در واگذاری زمینها عرصه را بر ما تنگ کردند در حالی که الان هم در دادگاه پرونده داریم که چرا درخت گردو کاشتید اگر مشکل شما همین چند تا درخت هست از ریشه قطعش کنید. حرفم با مدیریت جهاد اینست مگر شما متولی من نیستید مگر کار اشتباهی می کنم اصلا نمی فهمم داستان چیست چرا سلیقه ای و نمایشی کار می شود؟ اگر من اشتباه
می کنم تولید کننده نیستم به درد جامعه نمی خورم راست و حسینی بگویند باغ را تعطیل می کنم اما بهانه جویی چرا؟
تاریخچه کاشت درخت زیتون به کی بر می گرددد؟
حدود 30 سال قبل به پیشنهاد دوستان جهاد کشاورزی 40 درخت به صورت رایگان در اختیار پدرم قرار داده شد و 400 اصله نهال دیگر را خودمان اضافه کردیم و از آنجائیکه درخت زیتون در این منطقه دیربازده است و بعد از بیست سال تازه شروع به محصول دهی می کند، سه سالی است که برداشت زیتون را شروع کردیم و تازه دارد به بهره برداری می رسد و نزدیک به دو تن برداشت داریم. از طرفی فراوری آن را هم شرکتهای روغن گیری و ترشی رودبار منجیل انجام می دهند.
برای تهیه کود و سم مشکلی ندارید؟
هر ساله۲-۳بار باید به درخت زیتون کود اوره و یا ازت، داده می شود در بهار هم از کودهای تقویتی همچنین ما از کودهای حیوانی و پتاس هم استفاده می شود.
زیتون برداشتی تا چند روز فاسد نمی شوند؟آیا قیمت فروش زیتون را خودتان مشخص می کنید؟
زیتون کنسروی وقتی از درخت برداشت می شود ۲۴ساعت بعد باید به کارخانه کنسرو گیری برده و آن را درون آب نمک و … بگذارند ولی زیتون برای روغن گیری اگر تا ۵روز هم بماند فاسد نمی شود. قیمت را ما مشخص نمی کنیم بلکه کارخانه کنسرو گیری هر کیلو زیتون را 8000 تومان از ما خریداری می کند که 1500 تومان آن را به کارگران می دهیم.
از هر درخت زیتون چه مقدار در سال برداشت می کنید؟ آیا محصول امسالتان خوب بوده؟
درختان در هرسال متغیر هستند میزان برداشت از هر درخت زیتون بین 20تا30کیلوگرم است، الحمدالله با مشکلات زیادی که وجود دارد ولی محصول خوب بوده که انتظار می رود مسئولین مشکلات این بخش را برطرف کنند تا محصولات بیشتری دراین زمینه بتوانیم برداشت کنیم.
برای جلوگیری از آفت بیماری ها چه می کنید؟
تا موقعی که آب رودخانه آلوده است و فاضلاب و زباله ها، فیلترها و روغن های سوخته تعویض روغن و فضولات ماهی های استخر پرورش وارد آن می شود، ما همچنان در این زمینه مشکل داریم و چون درختان از این آب آلوده استفاده می کنند دچار بیماری شدند بنابراین اینها را داس تراشی و پوسته های ویروسی را جدا کردیم به این ترتیب که لارو وارده از رودخانه را از آن می گیریم و دوباره موادرا بر روی برچسب می ریزیم و بر شاخه درخت آویزان می کنیم تا به نوعی از پیشرفت بیماری جلوگیری شود ولی متاسفانه درختان همه آلوده اند درختانی که در حقیقت شناسنامه دارند.
اولویت برنامه شما در خصوص گردو چیست؟
گردو از جمله درختانی است که نیاز به مراقبت ویژه مثل هرس به موقع و سم پاشی و آبیاری دارد تا دچار بیماری نگردد و یکی از برنامه های ما در برداشت گردو، وارد کردن دستگاههای چینی برای چیدن گردوها و تبدیل تفاله های آن به کود و … بود که این مهم برای سه هزار درخت توجیه اقتصادی نداشت و در این خصوص حداقل باید500 تا 1000 هکتار زمین باشد.
کارگران گردو از چه شهرهایی به بایجان می آیند؟
کارگران زابلی، تایباد و زاهدان از آنجائیکه تخصص ویژه ای در چیدن و جمع آوری گردو دارند در فصل برداشت این محصول به بایجان می آیند به این صورت که شخصی بهمراه خانواده و فامیل که حدود چهل نفر می شوند باغ گردو را با مبلغ 7 میلیون تومان کنترات یک ماهه می کنند و با دستگاه هم پوست را از خود گردو جدا و در یک جا جمع و دفن می کنند تا در آینده به عنوان کود از آن استفاده شود.
طرح طوبی آیا موفقیت آمیز بوده و چرا اجرا نشد؟
طرح طوبی طرح کشت درختان گردو، بادام و زیتون است که 12سال پیش مطرح شد و با تمام پیگیری های بعمل آمده متاسفانه هیچ نتیجه ای از آن نگرفتیم و کریزمای ما دو هزار هکتار است و با 20 هکتار ما خرده مالکیم و ماشین آلات موجود در باغ زنگ زده و خاک می خورند چون زمینی نداریم در حالی که طی بخشنامه به جهاد و منابع طبیعی مقرر شد 3 هزار هکتار زمین شیب دار منطقه لاریجان را پس از استعداد یابی در اختیار کشاورزان تولید کننده قرار دهند که با توجه به استعدادیابی صورت گرفته و اینکه بدون استفاده از وام و تسهیلات بانکی متعهد شدیم در عرض مدت سه سال پنجاه هکتار از زمینهای شیب دار اطراف را درخت بکارم و وزیر هم نامه نوشت که بدون تشریفات اداری واگذاری صورت گیرد ولی متاسفانه هنوز اندر خم یک کوچه ایم.
برداشت گردو امسال چگونه بود؟
امسال برداشت گردو تقریبا بیش از هفت تن بود که با توجه به قدمت 30 ساله این درختان خوب بود در حالی که گردو بعد از گذشت 50 سال تازه تناژ و بار آن مشخص می شود. در کنار آن سال گذشته حواله اصله نهالهای گردوی چلِر با قیمت 15 میلیون تومان آنهم بلاعوض از سوی جهاد کشاورزی در اختیار ما به این شرط که حتما کاشته شود قرار داده شد که مهندس اسلامی مدیریت جهاد شهرستان آمل به همراه مهندس نائیجی طی بازدیدی مشاهده کردند 350 درخت را کاشتیم و در همان روز هم دوباره خواسته خود را مطرح کردیم که فقط زمین در اختیار ما قرار دهید تا با کاشت انبوه، رونق تولید را در این عرصه بالا ببریم.
انواع درختان باغ و برداشت گیلاس به چه صورتی می باشد؟
در زمین بیست هکتاری حدود 15 هزار درخت گیلاس، 2000 درخت گردو؛ 300 درخت بِه، 600 درخت انار، 300 درخت ازگیل، 1000 درخت گلابی در انواع شاه میوه، پیغمبری و شفیع آبادی، شابلون، هلو انجیری، هلو هسته جدا، هلو پشمالو در هشت نوع فندق، پسته، بادام، انگور را شامل می شود و همه اینها را روانه بازار فروش می کنیم. در کشت صیفی جات نیز انواع سبزیها از جمله پیاز، سیب زمینی، کاهو، کلم بروکلی، بامیه، تره، ریحان، فلفل دلمه ای، خیار، گوجه، کرفس، کدو، گوجه، خربزه، هندوانه، طالبی، کشت ذرت در پنج هزار متر مربع را داریم. عمر درختان گیلاس 40 تا 45 سال می باشد و در انواع مختلف مشهدی، تک دانه، گیزیلا و اصفهانی است که بسته به رسیدگی و مراقبت هر هکتاری15 تا 16 تن برداشت می شود.
برنامه درازمدت شما در باغداری چه می باشد؟
زراعت چوب «3000 اصله نهال صنوبر، چنار» نیز یکی از اهداف ما در برنامه های دراز مدت است که با توجه به درآمد اقتصادی در بحث فضای سبز هم بسیار مورد توجه قرار دارد و در نظر داریم انشاءالله کاشت درختان اکالاپتوس «که هم دارویی و هم صنعتی است» را نیز در اولویت برنامه های باغداری خود قرار بدهیم. در خصوص کشت گیاهان دارویی می توانیم کار کنیم اما از آنجائیکه تخصص و حرفه ما در زمینه سیاه ریشه ها«درختان گردو، سیب و …» می باشد کمتر به این موضوع فکر می کنیم.
آیا برای افزایش تجربه سفر هم کردید؟
آموزش و فراگیری از جمله عوامل مهم در پیشرفت و افزایش کیفیت تولید می باشد که به نظر من هر کسی باید آن را فرا بگیرد و ما هم چون تافته جدا بافته نیستیم برای استفاده از تجربه باغداران موفق به کشورهای هلند، تایلند ژاپن رفتیم و با بکارگیری آن سعی کردیم محصولات خوب و مشتری پسند را روانه بازار کنیم البته ناگفته نماند در این راه از داشته ها و دانسته های نیاکان خصوصا پدربزرگ و پدرمان کمال بهره را می بریم و حتی کارشناس و مهندس ناظر مقیم در باغ داریم که حقوق و بیمه شان را شخصا پرداخت می کنم تا زیر نظر او مشکلات را بررسی و رفع نماییم به انضمام اینکه از نظرات کارشناسان جهاد کشاورزی پایتخت دکتر افخمی، دکتر ذوالفقاری، مهندس صفری و دیگر اساتید هم استفاده می کنیم و در قالب طرح های آموزشی کلاسهای ویژه نیز برای کارآموزان و دانشجویان علاقمند این رشته برگزار می کنند ولی مهم تر از همه علم و تجربه را با هم ادغام کردیم.
چرا باغداری سنتی جواب نمی دهد؟
باغداری صنعتی بهتر از سنتی است ولی در زمینهای شیب دار و سنگلاخی آبیاری قطره ای جواب نمیدهد بنابراین آبیاری سنتی انجام می شود به این صورت که آب از بستر رودخانه پمپ پاژ و وارد استخرهای بزرگ 100 هزار لیتری می شود. در باغ 20 هکتاری 5 استخر و یک پمپ داریم که قبلا وجهی برای آب بها دریافت نمی شد ولی در حال حاضر رقم به صورت نجومی بالا رفته و سالانه 8 میلیونی را پرداخت می کنیم که در صنعت کشاورزی که باید ویژه از کشاورز حمایت شود این عادلانه نیست.
استفاده از کود و سموم به چه صورت است؟
ما عاشقیم و اگر نباشیم هیچوقت اینجا نیستیم و بعضی ها هم بخاطر همین موضوع ما را دیوانه می پندارند بله ما دیوانه ایم چون این ارث از آبا و اجداد به ما رسیده و با اینکه صنعت دامداری توجیهی ندارد ولی باید باشد و از مجموع فضولات گوسفندی حدود 40 تن کود ذخیره می کنیم که تقریبا هشت کامیون می باشد ولی اصل کود حیوانی را «سالانه 100 کامیون» از لار و دماوند با هزینه هر کامیون 2 میلیون و 500 هزار تومان می خریم و در اسفند ماه در باغ پخش می کنیم. خاک را هم از مناطقی که برداشت می کنند هر سرویسی 300 هزار تومان می خریم. به غیر از کود حیوانی از کودهای شیمیایی و سموم هم جهت جلوگیری از آفات استفاده می کنیم.
کاشت نهال در کوهپایه ها به چه صورت است؟
برای کاشت هر درخت چون اینجا سنگ است و ریشه ها ضعیف بایستی خاک اولیه قوی باشد موقعی که خاک پربار شد و کاشتش اصولی بود آرام آرام جا باز می کند و حتی از سنگ هم بیرون می زند بنابراین ابتدای به امر یک تا یک و نیم متر چاله می کَنیم و نهالها را درون آن می کاریم. با این وجود و با توجه به مشکلات فراوان نشد یک بار حتی از کارم پشیمان شوم و این بر می گردد به تلاش مجدانه پدربزرگ ما که حدود 80 درخت گردو 300 ساله در باغ شاهاندشت را به ثمر رساند و یادم می آید در بچگی ما را به شنگولده می برد و یک کیسه خودش به دوش می گرفت و کیسه هایی را هم من و پسر عموهایم و آن سخت کوشی را در اصل از ایشان و پدرم یاد گرفتیم. ما با کار میانه خوبی داریم و قبل از اذان صبح سرکار و بیرون از خانه هستیم و تا 9 شب هم مشغول فعالیتیم و مواقعی هم پیش می آمد که شاید هفته ای یکبار هم خانه نمی رفتیم تا به هدف برسیم و بیراه نگفتم اگر بگویم بعضی وقتها کار از دیدن ما وحشت می کرد. به غیر از باغ 20 هکتاری بایجان در آمل هم 4 هکتار باغ گلابی و مرکبات در منطقه زیارو و بزمینان و باغ کاملا مرکبات داریم.
خانواده چگونه شما را حمایت می کنند؟
خدا را شاکرم همسر خوبی دارم که رفیق و همراه خوب در تمام لحظات سخت و پر مشقت زندگی من هست و نمی گذارد حتی یک عدد میوه در باغ اصراف شود و سیب و گلابی و ازگیل و انگور و به و انجیر را جمع و با آتش هیزم از آنها مربا، لواشک، رب و تشو درست می کند که لذت دیگری دارد و حتی در مسافرتها از آلوچه های جنگلی رب و لواشک درست می کند که متاسفانه این مهم رو به فراموشی است. از همین رو پسر بزرگم خیلی علاقمند به شغل ما هست و پسر کوچکم با اینکه دانشجوست ولی اوقات فراقت با عشق به کمک ما می آید.
آیا در حین کندن باغ به اشیاء قیمتی هم برخورد کردید؟
اشیاء قیمتی و آثار تاریخی از جمله مواردی است که ذهن انسان همیشه درگیر آن بوده و بیشتر هم در مناطق ییلاقی به دنبال آن هستند ولی ما به چیزی که برخوردیم همین درخت بود و اصلا هم تا بحال تو این فکرها نبودیم ولی در باغ خود متوجه شخصی شدیم که مشغول کنده کاری است که شبانه او را تحویل پاسگاه دادیم و در این باره پدرمان تاکید کرد که سرمایه شما همین درختان گیلاس است بکارید و برداشت کنید که بالاتر از این نداریم.
بهترین گنج از دید شما چه می باشد؟
بهشتی که می گویند همینجاست که از دل سنگ و کلوخ مناظر بکر و زیبا با سایه شاخه های درختان و در کنارش پرورش گوسفند به وجود آوردیم. چه گنجی بالاتر از این که تماشاخانه هزار رنگ طبیعت تماما با زور بازو و تلاش شبانه روزی به دست آمده و 18 نفر به طور مستقیم در این باغ 20 هکتاری و 1000 نفر غیر مستقیم مشغول به کارند و این تعداد هنگام برداشت به 2 هزار نفر هم می رسد تا آنجا که می توانیم در مقیاس بیشتر هم آن را توسعه بدهیم ولی متاسفانه در حال حاضر در صنعت باغداری بیکاریم.
نحوه حضور و کمک رسانی هنگام وقوع سیل به چه صورت بود؟
کار ما به فقط باغداری و رسیدگی به امورات باغ نمی باشد و از آنجائیکه به جز صنعت باغداری در زمینه معدن نیز فعالیت داریم بنابراین زمان سیل استان مازندران با توجه به نیاز سیل زدگان «که مثل سالهای قبل که ابردستگاه را به تنکابن فرستادیم» شبانه طی بازدید از منطقه زیراب تریلی هشت محمور با بیل مکانیکی را به منطقه اعزام کردم که 22 روز در آنجا مشغول خدمت رسانی بود و 800 خانواده را از محاصره حتمی آبگرفتگی نجات داد و در واقع به وظیفه انسانی ام عمل کردم.
دستگاههای موجود در باغ آیا کارایی دارد؟
در حال حاضر یکدستگاه بولدوزر بکو، یک دستگاه لودر، سه دستگاه تراکتور و سه دستگاه بزرگ سم پاش داریم که برای 1000 هکتار می باشد و در واقع خاک می خورد در حالی که ما بیست هکتار بیشتر زمین نداریم که جهاد باید چاره ای در این خصوص کند.
استاندارد برای کاشت نهالها چقدر می باشد؟
برای کاشت درخت گیلاس استاندارد واقعی هفت متر،گردو چلدرا پانزده متر، گردوی بومی 15 متر می باشد که گردوی چلدرا پر چرب تر است.
مسئولین چه نقشی در تولید و حمایت از تولید کننده دارند؟
سخنم با مسئولین عزیز این است که در شرایط کنونی و با توجه به تحریم بنا به توصیه مقام معظم رهبری بجای کاغذبازی های اداری بیشتر عمل کنند و دلسوزانه دست کشاورز را بگیرند تا سهمی بزرگ در تولید ملی داشته باشند و دغدغه شان رفع مشکلات موجود و افزایش اراضی سطح زیر کشت باشد و به فعالین اقتصادی بها بدهند در حالی که با کمال تاسف مسئولین امر آنطور که باید دلسوز نیستند و نسبت به مسائل بی تفاوتند.
چه سهمی در آبادانی طبیعت داشتید؟
به غیر از باغ در مناطقی چون پنجاب، چلاو و … حدود 500 تا 600 اصله نهال کاج برای حفظ منابع ملی و طبیعت سبز کاشتم تا به یادگار از ما بماند.
از فعالیتهای عام المنفعه توضیح دهید؟
در مقابل لطف الهی و نعماتی که در اختیار ما به ودیعه گذاشته سعی کردم دوستان دیگری هم از این سفره پربرکت بهره من شوند و سهم ما هم رضایت روزی ده بی منت باشد تا به عنوان باقیات و صالحات ذخیره پرونده اعمال مان گردد بنابراین در خصوص خیرات عام المنفعه دو مسجد در ییلاق و سه مسجد در شهر ساختیم همچنین یک درمانگاه هم احداث کردیم و بخش دیالیز بیمارستان امام رضا(ع) را راه اندازی و به بهره برداری رساندیم و مدرسه هم ساختیم و بیش از دویست نفر از نیازمندان بهزیستی را تحت پوشش داریم و تا جایی هم که در توان ما باشد این کار را انجام می دهیم. هدف رضای خدای بزرگ و خلق اوست و در کنارش لذت و حس خوبی به من دست می دهد که قابل مقیاس نیست زمانی که کودک ناشنوایی را با خرید یک سمعک به جامعه بر می گردانیم. اهل ریا نیستم و دوست هم ندارم در ازای کار خیر سر و صدا کنم چرا که معتقدم در مقابل هر قدمی خدا هزار در بسته را به رویم باز کرد و به مالم برکت داد.
برای افزایش راندمان تولید محصولات کشاورزی چکار باید کرد ؟
اگر بخواهیم کشاورزی موفقی داشته باشیم باید به سمت کشاورزی پایدار حرکت و محصولات سالم و ارگانیک تولید کنیم. لذا برای اینکار حرف اول را آب و خاک در کشاورزی می زند و اگر آب و خاک مناسبی داشته باشیم می توانیم یک کشاورزی پایدار داشته و محصولات سالمی را بدست مصرف کننده برسانیم که لازمه آن تجربه و تخصص کشاورز می باشد تا محصول خوبی تولید خواهد شود پس اگر ما آب کمتری مصرف و محصولات بیشتری تولید کنیم در راستای کشاورزی پایدار حرکت خواهیم کرد.
به نظر شما راز موفقیت تان چه بوده است ؟
اولا اینکه تمامی اعضا خانواده من «همسر، فرزندانم و حتی مادر و برادرانم» درگیر و مشغول به کار کشاورزی هستند. دوم اینکه از ابتدا سعی کرده ام اصول فنی و مهندسی و علم کشاورزی را در باغ خودم بکار ببرم و سومین دلیل اینکه بنده عاشق باغ می باشم حتی باور بفرمایید تک تک درخت های این باغ را مانند فرزندان خودم دوست دارم.
باغدار خوب به چه کسی گفته می شود؟
به کسی که محصولات درجه یک و دو و سه را تولید کند و کمترین ضایعات را داشته باشد و همچنین از ضایعات آن هم فراوری نماید به طور مثال ضایعات هلو را تبدیل به لواشک، ترشی یا مربا کند.
شما چه توصیه هایی به باغداران دارید ؟
اینکه باید اول بین باغبان و باغ یک رابطه عاطفی برقرار باشد اگر یک باغدار نتواند این رابطه را ایجاد کند باغدار موفقی نخواهد بود نگاه باغبان باید به درختان نگاه مهربانانه باشد یعنی از نظر روانی رابطه بین باغبان و درخت ایجاد شده باشد، دوم اینکه باغداران عزیز در تمام فصول سال به باغ شان سرزده و از آن حفظ و نگهداری نمایند و در نهایت راندمان تولید محصول را در واحد سطح افزایش دهند.
شما چطور تجربیات خودتان را به دیگران انتقال می دهید ؟
بنده همواره به دانشجویان که آینده سازان کشور خواهند بود می گویم باغبان بایستی همه امور باغداری اعم از پیوند زدن، هرس کردن، روش های آبیاری و … را فراگیرد حتی بنده در جمع های خودمونی که بحثی از باغداری پیش بیاید در حد چند دقیقه بصورت علمی موارد لازم را آموزش خواهم داد چرا که اعتقادم بر این است استان ما پتانسیل اول شدن در باغداری را در کشور دارد الان ما در تولید برنج حرف اول را در کشور می زنیم در تولید گیلاس حرف برای گفتن داریم و در استفاده بهینه از آب و اجرای سیستم آبیاری تحت فشار هم پیشرو هستیم.
برای باغدار نمونه شدن چه اقداماتی لازم است؟
بنده تاکید کرده ام یک باغدار باید بهداشت عمومی باغ را مد نظر قرار دهد بعنوان مثال باید به موقع با آفات و امراض مبارزه کند وقتی زنبور مغزخوار به باغ ها حمله می کند باید گیلاس های کرمو را همزمان جمع کرده و بسوزاند یا اگر سرشاخه خوار به باغ حمله می کند همه باید زمین را کند کوب کنند و مبارزه با علف هرز را انجام دهند که همه این اعمال باعث می شود باغ بهداشت خوبی داشته باشد و ما باغدار موفقی باشیم.
چه درخواستی از مسئولین دارید؟
درخواستم از مسئولین این است که مشکلات مارا حل کنند، منطقه بایجان با ظرفیت های منابع طبیعی و کشاورزی بالا و آب و هوای خوب، مناسب برای کاشت محصولات متفاوت از جمله ییلاقاتی است که اگر اقتصاد مقاومتی در آن به خوبی عملی شود شاهد توسعه روز افزون آن در بخش های صنعت و کشاورزی خواهیم بود و تحقق این امر همت مسئولین و مردم استان را می طلبد.
هدفتان برای آینده چیست؟
بنده ابتدا خودم را یک کشاورز و باغدار می دانم که در سنگر تولید به استان و کشورم خدمت می کنم. اینطور نیست که امروز بکاریم و فردا ثمر دهد امروز باغ را احداث می کنیم ممکن است چندین سال طول بکشد ولی باید صبر و تحمل کرد. باغبانی ریسک بالایی را می طلبد گاهی سرما می زند گاهی گرما اذیت می کند گاهی دچار آفت می شود لذا نباید ناامید و دلسرد شد. ما همانطور که به ماشین شخصی مان رسیدگی و هر روز آن را چک می کنیم پس یک باغبان هم باید حتی زمستان به باغ خود سرکشی و رسیدگی کند.
قدم زنان به سمت باغبان زحمت‌کش باغ آقا مجید می‌رویم، خسته نباشیدی می‌گوییم و نزدیک‌تر می‌شویم باغبانی که در حال چیدن سیب است عرقش را پاک می‌کند و از کارش می‌گوید؛ از ساعت ۷ صبح تا ۵ عصر مشغول کار در باغم و خدا را شاکرم که امسال محصول خوب و پُرباری داریم.
پیرمرد بایجانی که سیب‌ها را یکی یکی درون سبد زیر پایش می‌اندازد، خوشحالی‌اش را از این همه نعمت خدا بیان می‌کند: خوشحالم که چند سال از عمر مفیدم را در اینجا هستم و واقعا محصولات این باغ از نظر کیفیت حرف ندارد. حاج رضا چکاک همانطور که درختان گیلاس را نگاه می‌کند، ادامه می‌دهد: از درختان این باغ، 3 نوع گیلاس، تک دانه‌ای، محلی و مشهدی برداشت می‌شود که این محصولات علاوه بر استان مازندران، کام مردم شهرهای دیگر کشور و حتی آن سوی مرزها را هم شیرین می‌کند و امیدواریم روزی بتوانیم کارخانه فرآوری محصولات باغی خود را در همین شهر خودمان آمل احداث کنیم تا شاهد رونق در منطقه زیبا و گردشگری بایجان باشیم.
حاج رضا به صخره های سخت و سنگ های بزرگ اشاره می کند و می گوید؛ چهار ساله بودم که پدرم فوت کرد و تمام مسئولیت زندگی بر دوش من افتاد برای همین از کلاس پنجم ابتدایی شروع به کار کردم و چهل سال پیش به صورت روزمزد به این باغ صخره ای که تا چشم کار می کرد سنگ و کلوخ بود آمدم و سه تا چهار ماه می ماندم و با دست و کلنگ و یک بولدوزر کوچک زمین صخره ای را تراز و بعد نهال ها را در آن می کاشتیم و با چه مشقتی آبیاری می کردیم و با شروع فصل سرما و برف به خانه خود بر می گشتیم. الان هم از صبح تا غروب در باغ هستم و بعد از آن به خانه ام داخل روستای بایجان می روم.
وی می گوید باغبانی را خودم به صورت تجربی یاد گرفتم و شکر خدا به تمام امور باغ مسلط هستم و و با نگاهی به گذشته به این نتیجه می رسم که قدیما تنها با زور بازو و چه سختی کار می کردیم در حالی که الان با ابزارآلات پیشرفته کشاورزی باز هم یک جای کار می لنگد و دائما با مشکل مواجه هستیم.آقای چکاک که بسیار با تجربه و کار بلد است در جواب سوالم که چه وقت برف و باران به میوه ها آسیب می زند گفت: دو ماه بعد از عید و زمانیکه شکوفه ها باز شد در صورت سرمای شدید میوه ها بالای درخت خراب و میوه ها از بین می رودچنانچه دو سال باغداران نوصر و هفت تن گردو نداشتند.عصر می‌شود کار و تلاش همچنان در این شهر ادامه دارد، اما من کم‌کم باید با همه‌ زیبایی‌های شهر شکوفه‌های گیلاس خداحافظی کنم، با درختان تو در تو در باغ‌های گیلاس و آلبالو، با صدای زیبای پرندگان که گویی موسیقی زنده می‌نوازند برای کارگران و باغداران این دیار و با آن همه مهربانی در نگاه تک تک زنان و مردان روستای بایجان.
در راه بازگشت تمام زیبایی‌هایی را که از صبح دیده بودم مرور کردم تا در خاطراتم برای همیشه باقی بماند این همه زیبایی که خالقش زیباترین است.

>>>ثبت در30 مهر 1398
انتشار توسط روزنامه اقتصاد پویا

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*