جمعه 15 مهر 1401
آخرین خبرها
خانه » اخبار آمل » گزارش صبح آمل از گسترش خریداران شیر محلی ؛از تشلاک به سرهای دیروز تا شیرفروشان محلی امروز

گزارش صبح آمل از گسترش خریداران شیر محلی ؛از تشلاک به سرهای دیروز تا شیرفروشان محلی امروز

مدتها پیش بود که خبر استفاده از روغن پالم در محصولات لبنی کشور سوژه رسانه ها و سبب ترس و واهمه مردم شد به طوریکه برخی کارشناسان بر این باورند که محصولات کارخانجات لبنی از طرف اداره نظارت بر مواد غذایی بازرسی می شود و در این خصوص کارخانجات موظفند تا برچسب هایی به رنگ زرد، سبز و قرمز مقدار کالری، قند و چربی ماده غذایی را مشخص کنند و از طرفی تمام تلاش شان بر مصرف لبنیات کم چرب است و لبنیات محلی بسیار پر چرب هستند.
این کارشناسان معتقدند هدف اعتمادسازی به سوی محصولات پاستوریزه است که با توجه به شایعات درباره محصولات لبنی بدبینی هایی ایجاد شده که هم لبنیات پرچرب و هم از سویی با جوشاندن شیر بر روی شعله مستقیم گاز تمام پروتئین های موجود در آن از بین می رود همچنین به مردم توصیه کردند تا به هیچ وجه کره، خامه و سرشیر محلی که پرچرب هستند را استفاده نکنند چون دارای کلسترول و چربی بالا و ارتباط نزدیکی با چاقی و بیماری دارند اما طبق نتایج یک تحقیق کشوری، به ‌طور متوسط 20 درصد از سهم شیر مصرفی مردم از شیرهای فله‌ای و به اصطلاح محلی است. با توجه به ذهنیت و ذائقه مردم به لبنیات سنتی شاهد رشد مراکز عرضه آن در شهرستان آمل هستیم از شیر گرفته تا ماست و پنیر و دوغ البته از نوع سنتی‌اش، مشتریان پروپا قرصی دارد که کوچک و بزرگ هم ندارد و این روزها در هر کوچه و معبری بدون دردسر و به راحتی می‌توان آنها را تهیه کرد. البته مشتریان این محصولات پرطرفدار بر این باورند که لبنیات سنتی طبیعی و خوشمزه‌تر هستند و مهمتر از آن پس از انتشار اخباری مبنی بر استفاده از روغن پالم در لبنیات پاستوریزه طی سال‌های گذشته این اعتماد کم‌رنگ‌تر شد و اقبال عمومی از لبنیات کارخانه‌ها به سمت لبنیات سنتی کشیده شد. چربی بسیار بالای این لبنیات که موجب خوشمزگی آنها نسبت به لبنیات پاستوریزه شده از دیگر دلایل شهروندان برای استقبال از لبنیات سنتی است و البته از همه مهمتر ذائقه غالب و ذهنیت شکل گرفته از قدیم‌الایام گرایش به این لبنیات دارد که به راحتی هم قابل تغییر نیست.
داستان از اینجا شروع می شود که مدتهاست تب استفاده از شیر محلی بین شهروندان خصوصا خانوارهای شهری آمل بالا گرفته و این محصولات بر خلاف سم پاشی های فراوان از سوی کارشناسان امر تغذیه و دلالان شرکت های تولید فراورده های لبنی از اقبال بسیار خوبی برخوردار شد و شیری زنان روستایی نبض بازار تولید و اقتصاد را چون گذشته های نه چندان دور به دست گرفتند ولی این بار کمی متفاوت تر و به وسیله مردان انجام می گیرد.
بازگشت به اصل خویشتن و ادامه کار آبا و اجدادی و رونق بازار داد و ستد که چهره خاموش شهر را با صدای زن و مرد شیری تغییر و پر هیاهو می کند. بیشتر از 2000 خانوار در طول هفته با ظرف هایی دم در خانه سر ساعت منتظر مرد شیر فروش می مانند و صدای مزدا 1600 بعد از سی سال همچنان آشناست. بعضی از مشتری ها هنوز چون قدیم با «مَن و چارَک» شیر را می خرند و بعضی دیگر با سطل و کیلو و این قصه همچنان ادامه دارد ولی داستان به همین جا ختم نمی شود و دامداران کار را بیشتر گسترش داده از خانه ها به کوچه ها برده و با باز کردن مغازه های ماست بندی سنتی فراورده های لبنی را به صورت سنتی در اختیار مشتری ها قرار دهند و در هر کوچه ای می شود این فروشگاهها را مشاهده کرد و این اعتماد دوباره به بازار لبنیات محلی خبرنگار صبح آمل را بر آن داشت تا طی گزارشی اختصاصی یک روز با علی پناهی و بانو فاطمه عبادی از اسکومحله تا کوچه پس کوچه های آمل شیر را به دست مشتری های چند ساله برسانیم که ماحصل آن را تقدیم به نگاه مهربان خوانندگان فهیم و همیشگی نشریه می کنیم تا خود قضاوت کنند.

علی پناهی هستم 49 ساله فرزند نورا… و مرحومه کشور زکریایی از روستای اسکومحله امامزاده عبدا…. سه کلاس سواد دارم و تو همین محله درس خواندم و از زمانی که چشم باز کردم شغل پدران ما دامداری بوده است.
شروع به کار
از سن 15 سالگی به طور رسمی شروع به کار کردم و از آنجائیکه جد پدری مان هم مالدار بود و نسل در نسل گاو و گوسفند داشتند و به محض اینکه از مدرسه بیرون آمدم زیر دست پدر مشغول به کار شدم.
تَشلاک به سر
قدیم ترها جاده نبود و مادر خدا بیامرزم از راه پیاده رو به درزی کلا می رفتند و حدود سه ساعت تو راه بودند و دبه شیر به دست و تَشلاک ماست به سر لبنیات را به مشتری های خود می رساندند.
تِلِم
ماست را نگه می داشتند تا کمی ترش شود بعد آن را داخل تِلِمِ چوبی می ریختند و با چوبی آنقدر می زدند تا کره روی آن جمع می شد سپس بقیه ماستها را داخل کیسه نخی می ریختند و سرش را گره می زدند و برای اینکه آبش برود یا آن را از درختی آویزان می کردند یا در جایی روی آن سنگ می گذاشتند و بعد مدتی تبدیل به ماست چکیده می شد.
زوار امامزاده عبدا…
چون روستای ما در مجاورت آقا امامزاده عبدا… قرار داشت مادرم ماست و شیر و کره و پنیر محلی را در روزهای شلوغی خصوصا تعطیلات به بازار روز آنجا می برد و به زوار و مسافران می فروخت.
مینی بوس
کم کم با آمدن مینی بوس لبنیات محلی را با مینی بوس به کوچه اندواری می بردیم و به مشتری ها می فروختیم و بعدا با زیاد شدن جمعیت و وجود امکاناتی چون ماشین روش کار تغییر کرد.
30 سال کار حرفه ای
در حدود 30 سالی می شود که دامداری شغل اصلی و حرفه ای من است و با بازنشستگی و کهولت سن مادر خدابیامرزم من و خانمم کار را ادامه دادیم.
تعداد دام را کم کردیم
گذشته ها گاو و گوسفندان زیادی داشتیم که به مرور زمان و وجود پاره ای از مشکلات تعداد آنها را به حداقل رساندیم چون جوانان سمت این شغل نمی آیند و ما قدیمی ها بخاطر علاقه و برکت آن دامداری را حفظ کردیم.
بعضی از دامداران چون دنبال وام هستند و خودشان کار نمی کنند نمی توانند موفق باشند ولی اگر مالداری آستین همتش را بالا بزند و شبانه روزی تلاش کند حتما نتیجه اش را می بیند همانطور که ما داریم می بینیم.
مرتع
قدیما گاو و گوسفند را به مرتع می بردیم و مشکل خاصی برای تامین غذای دام نداشتیم ولی به مرور زمان و برای حفظ محیط زیست و مسائل دیگر از طریق علوفه دستی، کاشت شبدر، یونجه و جو شکم شان را سیر می کنیم.
چربی بالای شیر
در گذشته و به زبان محلی روستائیان به شیر پر چرب می گفتند که «بَحر» دارد و آن هم بستگی به نوع غدا و میزان خدمت دامدار نسبت به دام داشت و اگر از یونجه، علوفه و شبدر طبیعی استفاده کند درصد چربی بیشتری پیدا می کند.
1900 خانوار مِیمِل
پنجاه سال است که به در خانه های 1900 خانوار شیر و ماست می برم تا از لبنیات تازه استفاده کنند و جالب است که بچه هایی که خردسال بودند الان دارای نوه و خانواده بزرگی شدند و همچنان مِیمِل ما هستند.
آدم خوب شریک مال مردم است
بهترین ملاک در خرید و فروش خوش رفتاری و درستکاری است و باعث می شود تا مردم با اعتماد سالیان سال خریدار محصولات و تولیدات باشند و سراغت بیایند. نکته بعدی که در جذب مشتری بسیار مهم و دارای اهمیت می باشد تمیزی و نظافت است چرا که اگر شیر یا لبنیات سالم نباشد موجب بیماری و از آن طرف از دست دادن مصرف کننده های ما می شود که خودش یعنی مرگ تدریجی تولید کننده و مالدار بنابراین سعی می کنیم تحت هر شرایطی بهترین محصولات لبنی را به دست مردم برسانیم که با این حساب آدم خوب شریک مال مردم می باشد.
تقلب نداریم
در این پنجاه سال مشتری ها را عضوی از اعضای خانواده خودم می دانم و سعی کردم با درستکاری و صداقت و بدون دوز و کلک و سیاه نمایی محصولی سالم را در اختیارشان قرار دهم و همین موضوع هم باعث شده همه دوست دارند از ما خرید کنند.
روزانه 200 کیلو شیر
سه و نیم صبح از خواب بلند و مشغول دامداری می شوم و ساعت شش صبح همسرم ماست و دوغ مشتری ها را آماده می کند و بعد صرف صبحانه ساعت هشت و نیم با وانت مزدا 1600 به طرف کوچه پس کوچه شهر حرکت می کنیم.
تمام شهر مشتری ماهستند
کار ما زمان و برنامه خاصی ندارد و در طول روز مسیرهای مختلف از اسپه کلا تا جاده محمودآباد را پوشش می دهیم و روستاهایی چون درازون و خاص کلا که روزی خود گاو و گوسفندان زیادی داشتند و امروز با فروش آن خریدار هستند نیز جزو مشتری های خوب ما می باشند.
سرشیر نمی گیریم
چون چربی روی شیر را برای قالبی شدن ماست نمی گیریم سرشیر نداریم و بیشتر به صورت کره و ماست چکیده و پرچرب به دست مصرف کننده می رسانیم.
اطلاع رسانی
گذشته ها تلفن و وسایل اطلاع رسانی وجود نداشت و هر کدام از دو طرف فروشنده و خریدار می دانستند چه روز و ساعتی باید همدیگر را ببینند و امروز هم با وجود موبایل و همگانی شدن تلفن منازل باز هم همان حالت وجود دارد و در روزهای ایام هفته دیگ و ظروف مشتری ها آماده است و با رفتن به درب منازل تحویل شان می دهیم در غیر اینصورت به ما زنگ می زنند.
به شرکتها شیر نمی دهیم
گذشته ها بیشتر شیر را به شرکتهای تولیدی لبنی می فروختیم ولی کم کم با وجود مشتری های ثابت و همیشگی و گستردگی کارمان آنها را از لیست خارج و فقط ایام عید نوروز با شرکتها قرارداد می بندیم.
اقبال به شیر محلی
مدتی بود که مردم از شیر و محصولات لبنی شرکتهای تولیدی استفاده می کردند و به واسطه تبلیغات مسمومی که بعضا وجود داشت اقبال چندانی به خرید محصولات محلی نداشتند ولی در حال حاضر فرهنگ ها به سمت سنتی بودن بیشتر شده و انگار تازه آگاه شدند که شیر محلی چه فایده هایی برای سلامتی شان دارد. چون شیر طبیعی با انتقال به شرکت، پس از گرفتن خامه و چربی با افزودن مواد نگهدارنده به صورت بسته بندی در احتیار مشتری ها قرار می گیرد و گواه حرفهایم این است اگر شیر درجه یک را بیشتر از سه ساعت در معرض هوای آزاد بگذاریم ترش می شود ولی پاکتهای شیر مغازه ها در نور مستقیم خورشید چند روزی سالم می ماند.
چارک و مِن
در گذشته ها معیار وزن شیر «مَن یا چارَک» بوده و الان مَنِ جدید هر سه کیلو می باشد و گذشته چهار کیلو بوده و هر هشتصد و پنجاه گرم یک چارَک حساب می شد و مشتری هایی داریم که قدیمی هستند و به زبان محاوره ای و محلی خودشان می گویند یک مَن شیر می خواهیم و نسل جدید با کیلو کار می کنند.
روزی حلال
مالی که در آن رضای خدا و خلقش باشد و با تلاش و عرق جبین و بدون ریا و تخلف به دست بیاید دارای برکت می شود چنانچه تا امروز حتی یک نفر از ما ناراضی نیست و روزی حلال بر سر سفره زندگی ما قرار دارد.
توزیع شیر در ماه رمضان
ماه رمضان مصرف شیر به سیصد کیلو می رسد و برای همین منظور و برای رضایت مشتری و داشتن آنها دیگر کره و پنیر نمی گیریم و طوری زمانبندی می کنیم که هر چه زودتر شیر را به دست مشتری ها برسانیم و خودمان هم به افطار برسیم.
غذای سالم محلی
از آنجائیکه بیشتر مشتری های ما دکتر و کادر بهداشتی هستند و خودم هم ورزشکار و از سال 62 تا حالا کشتی می گیرم و در باشگاه جهان پهلوان قاسم رضایی آمل با پیشکسوتان عزیز تمرین می کنم و به گفته همین پزشکان از یک قلم شیر 9 ویتامین غذایی تامین می شود و کسانی که رژیم غذایی دارند با خوردن یک لیوان شیر و دو خرما و یک تیکه نان سیر و بدنش هم به تحلیل نمی رود.
گِرماست
در ماه مبارک رمضان بیشتر از روغن گرماست استفاده می کنم چون دل آدم را نگه می دارد و جلوی ضعف بدن را می گیرد و طریقه درست کردنش به این صورت است که شیر را پس از جوشاندن در حالت گرم نگه می داریم و در ظرف مخصوص آن «لاک» که چوبی است می ریزیم و ماست را هم اضافه می کنیم و خوب هم می زنیم و دست آخر کره محلی را هم درون مواد می ریزیم و هم می زنیم و اگر این معجون را در تابستان مصرف کنند تشنه نمی شوند و در واقع سالم ترین و مقوی ترین غذا می باشد و خاصیتش این است که جلوی چاقی را می گیرد و در حالت عادی افراد بیشتر از سه قاشق نمی توانند از آن بخورند و خود ما الان هفته ای سه بار از آن می خوریم.
روغن نباتی ممنوع
در منزل ما همه غذاها طبیعی است خصوصا روغن و کره و دمبه گوسفندی که هیچوقت قطع نمی شود.
دمبه
چربی گوسفندی را پس از شستن ریز کرده داخل قابلمه با مقدار کمی آب مخلوط می کنیم و به محض جوش آمدن شعله را کم می کنیم و روغن را داخل مرسین«ظرف رویی» می ریختیم و «جِزیک» باقی مانده چربی را چرخ کرده در خمیر نان یا آش می ریزیم.
غذای محلی و تضمین سلامتی
سلامت انسان و طول عمر بیشتر ارتباط مستقیم با غذا و نوع و سالم بودن آن دارد و قدیمی های ما و آنهایی که در مناطق کوهستانی از غذای محلی و پر انرژی استفاده کردند سالم تر از دیگرانند مثل پدر خود بنده که با بیش از 90 سال سن هر بار که برای چکاب به پزشک مراجعه می کند بعد گرفتن آزمایش خدا را شکر دریغ از وجود یک بیماری در سلامت کامل به سر می برد و همچنان روزی نیم کیلو کره محلی را مصرف می کند.
سه مغازه فروش لبنی
تعدادی از مشتری های من در کوچه ای زندگی می کنند که دارای سه مغازه فروش مواد لبنی است ولی آنها بخاطر سلامت شیر محلی از ما می خرند.
فاطمه عبادی هستم متولد کرمانشاه و حدود 23 سال است که عروس آملی ها شدم. علی آقا در خدمت سربازی با برادر مرحومم رفیق شدند و در عروسی خواهرم مرا دید و پسندید و من با سن 15 و ایشان 28 سال به عقد هم درآمدیم.
با کار رفیقم
پدرم مالدار بود و در ولایت کوهستانی کرمانشاه گاومیش، گاو و گوسفند فراوانی داشت و با کار بیگانه نبودم و با آن بزرگ شدم و بعد ازدواج بدون ناراحتی و با رضایت قلبی در دامداری کمک حال خانواده همسرم بودم.
شیردوش
گذشته ها دستگاه های شیردوش نبود و به صورت سنتی این کار را انجام می دادند به این صورت که ابتدا دست را می شستند و پستان«کاله» گاو یا گوسفند را با آب یا پارچه تمیز می کردند که میکروب نگیرد که زیاد بهداشتی نبود چون دست عرق می کرد و به داخل سطل شیر می ریخت که آلودگی آن بیماری هایی را به وجود می آورد ولی در حال حاضر از دستگاههای شیر دوش برقی برای این کار استفاده می کنند و ابتدا با آب ولرم پستان گاوها را شسته سپس با پارچه خشک می کنند و مساله مهم تر اینکه اگر متوجه بیماری شویم شیر را به مشتری نمی دهیم و دور می ریزیم.
سرعت کار بالا گرفت
با وجود دستگاههای شیردوش برقی شیر یک گاو به مدت پانزده دقیقه دوشیده می شود در صورتی که گذشته بیشتر از نیم ساعت طول می کشید.
وَرِه رِ مار دانِه
پدر شوهرم روی هر کدام از گاوها اسم گذاشته بود و وقتی صدایشان می زد سرجایشان می ایستادند و بعد آنها را می دوشید و قبل آن «گُوگزا» گوساله را رها می کردند تا کمی پستان«کاله» مادر را بخورد تا شیر بیاید و به این روش وََرِه رِ مار دادن می گفتند.
تبار گاو مهم است
میزان شیر بسته به تبار و اصالت گاو دارد و معروفترین هِلِشتان نژاد آمریکایی، سِمِنتان که نژاد آلمانی است که از طریق لقاح مصنوعی و تِشک کِشی نسل شان را زیاد می کنیم.
تِشک
به گاو نر تِشک می گویند و اگر خوب به آنها رسیدگی و خدمت شود بعد از دو سال که چاق شدند به قیمت بسیار خوب به فروش می رسد چنانچه یک تِشک را بعد از هفده ماه با 430 کیلو گوشت فروختم.
کشتارگاه
گاوهای پیر را چون کاربردی ندارند و همچنین تِشک را برای کشتار به کشتارگاه می فروشیم.
خوراک دام
ماهانه چیزی حدود 25 میلیون تومان صرف خرید خوراک دام«یونجه، آرد جو، ذرت، سیلو، چغندر، مغزه» را از شرکتی که خوب و معتبر باشد به صورت نقدی چون برای ما کمتر می افتد بدون چک می خریم. همچنین بیشتر از سه هزار بسته کاه«کَمِل» را بسته ای سه هزار تومان خریداری و در انبار ذخیره و کم کم استفاده می کنیم. بیست و هفت گاو شیری«تِلِم» و تعدادی گاو گوشتی«تِشک» داریم.
زَنگِله
گذشته ها وسیله ای به نام زَنگِله را که صدا می داد را با نخ یا ریسمانی به گردن گاو می بستیم تا زمانیکه در جنگل یا مرتع جا می افتاد یا گم می شد با به صدا در آمدن زنگ گالش از پی آن می گشت و پیدایش می کرد.
کارگر دامداری
در حال حاضر داخل دامداری چهار کارگر شهرستانی مشغول به کارند و از ساعت پنج تا غروب زحمت می کشند و بعضی ها هم که خانه ندارند و از محل زندگی شان دورند شب را همینجا می خوابند.
دامپزشک
از طرف جهاد کشاورزی دامپزشکان مجربی هر هفته به دامداری ما سر می زنند و وضعیت جسمانی گاوها را بررسی و در صورت مشاهده بیماری آن را کنترل و شیرها را آزمایش می کنند و بنده هم بخاطر تجربه زیاد کارهایی را انجام می دهم و در واقع کمک پزشکم و وقتی گاوی برای زایمان به سختی بیفتد یا برای واکسن دست به کار می شوم.
سم پاشی دامداری با آهک
برای از بین بردن میکروب محیط زیست و محل دامداری گاوها را به محل دیگری انتقال و ماهی سه مرتبه با اهک کف دامداری را سم پاشی و حتی سُم پا را ضد عفونی می کنیم.
داخل تَشلاک طرفهای سفالی «پیلکا» را پر از ماست می کردند و کنار هم می چیدند و نزدیک به هفت نفر زنان محلی روی سر می گذاشتند و از اسکو محله میانبر می زدند و به دَرمِه کلا و سپس به شهر می رسیدند و یادم می آید که آفتاب 23 خانه ای وجود نداشت و همه جا پر از آهِه بود و سه تا مغازه کوچه اندواری داشت.
از زندگیم خیلی راضی ام
زندگی پراز فراز و نشیب و پستی و بلندی است و همه دارای مشکلند ولی خدا را شکر با تلاش همسر و همبستگی همه خانواده و راهنمایی بزرگترها روزی حلالی داریم که به وسیله آن بچه هایم را سر و سامان دادیم و از دسترنج مان که با زحمت فراوان به دست می آید هم خودمان می خوریم و هم دیگران و هیچوقت خسته نشدم و تنها کاری است که بازنشستگی ندارد و تا توان داریم این حرفه مقدس را که شغل انبیاست ادامه می دهم.
تعطیلی نداریم
کار ما تعطیلی ندارد و همه ایام سال حتی عاشورا و فطر هم مشغول هستیم و فقط 13 روز عید را به مسافرت می رویم.
این شغل نسل به نسل و از اجدادانمان به ما به ارث رسید و ما هم آن را به فرزندان مان می سپاریم تا ادامه داشته باشد و فراموش نشود و رونق پیدا کند و ابروی مان حفظ شود.
از خدا فقط سلامتی می خواهم
در زندگیم خوشبختانه صاحب هم اعتبار و هم کار خوب هستم و از خداوند جز سلامتی و حفظ آبرو چیزی نمی خواهم. تا امروز به لطف الهی و زور بازوی خودم نه وام گرفتم و نه حساب بانکی دارم و پایم را به اندازه گلیم خودم باز می کنم و شب با خیال راحت می خوابم.
صفت هارون الرشید
بعضی از ادمها صفت هارون الرشید دارند و هر چه داشته باشند باز می گویند کم است ولی فرد قانع همیشه شکرگذار است و تلاش می کند.
مایع ماست« عامِه»
برای درست کردن ماست ابتدا شیر را درون ظرف بزرگ ریخته و روی حرارت مستقیم آتش قرار می دهیم و به محض جوش شعله گاز را کم و حدود پنج دقیقه می جوشد سپس از روی اجاق بر می داریم تا کمی سرد یا وِلَرم شود سپس برای هر دو کیلو شیر اگر مایع شیرین باشد کمتر از یک قاشق غذاخوری و اگر ترش باشد یک قاشق مرباخوری مایع«عامِه» می ریزیم و خوب هم می زنیم و دور آن را با پارچه می پیچیم و گوشه ای می گذاریم. حال تابستان مایع ماست را کمتر می زنیم تا ترش نشود. نکته دیگر اینکه مایعی که حالت ذِق آمده باشد را اصلا استفاده نمی کنیم چون ماست را خراب می کند.
ماست کِشی
بعضی از کدبانوها شیر را بیش از حد می جوشانند و مواد آن می سوزد و از بین می رود و ماست حالت کِش در می آید.
مایع پنیر اعصاب را ضعیف می کند
گذشته ها برای درست کردن پنیر از مایع استفاده می کردند که بعدها تشخیص دادند که اعصاب را ضعیف می کند اما الان برای هر ده کیلو شیر یک کیلو ماست ترش در نظر می گیریم و به این صورت که ماست را به شیر در حال جوش اضافه و وقتی که می خواهیم درون کیسه نخی بریزیم مقداری نمک اضافه می کنیم چون هم لور و هم ترشی آن گرفته می شود.
کره محلی
برای تهیه کره حدود صد کیلو شیر را به ماست تبدیل و سه روز در جایی قرار می دهیم تا کاملا ترش شود سپس آن روزی که می خواهیم دِشَون بزنیم در یخچال قرار می دهیم تا سرد شود و زمانی که داخل دشون می ریختیم تا گرم شود کره آن روی آب می آید و رنگ بعضی از کره ها سفید که بسته به غذایی است که گاوها می خورند و ما در باغ شبدر و یونجه و بلال می کاریم و با خصیل و مغزه به گاوها می دهیم که رنگ کره به زردی می زند ولی بعضی ها بی وجدانند و سیب زمین و کدو را درون کره می ریزند تا رنگش زرد شود و مردم را گول می زنند. کره سالم کره ای است که وقتی روی زبان بگذارند آب شود.
کره کالتو
زمان قدیم چربی روی شیر خام را جمع و به عنوان کره استفاده می کردند که کیفیت نداشت.یکی از ساکنین آفتاب 35 و کوثر پنج هستم و بیش از 16 سال است که مشتری آقای پناهی هستم و از طریق مادر شوهرم با این خانواده دوست داشتنی آشنا شدم و تنها چیزی که باعث شده « میمِلِ» شوم اخلاق خوب شان است که اگر نبود اصلا از اینها خرید نمی کنم از طرفی شیر خوب و پرچرب به ما می دهند و به موقع هم این کار را انجام می دهند. با اینکه خودمان مغازه خواربارفروشی داریم ولی اصلا و تحت هیچ شرایطی از شیر و ماست پاستوریزه استفاده نمی کنیم و چون از اینها مطمئن هستیم بدون شک و تردید و با خاطرجمی لبنیات محلی را سر سفره بچه هایمان می گذاریم.
محمدرضا زرگری نانوای کوچه امامزاده ابراهیم(ع) آمل هستم و پنج سالی می شود که از خانواده پناهی خرید می کنم و اولین چیزی که برای یک مشتری در ماندگاری مهم است اخلاق و زبان خوش است و این زن و شوهر از بس که با محبتند مثل برادر و خواهرم می مانند. قبلا از شیر شرکتهای لبنی استفاده می کردیم که تعریفی نداشت و چون خودم سالهای قبل کارگر در یکی از آن شرکتها کار کردم می دانم داستان از چه قراره و چگونه با اضافه کردن افزودنی هایی آن را به خورد مردم می دهند و اینجاست که همیشه از خدا برایشان صحت و سلامت و رونق گرفتن زندگی شان را درخواست می کنم.
بیشتر از پانزده سال است که مشتری این خانواده عزیز و زحمتکش هستم و از هر جهت از آنها راضی ام هم از شیر دادن و تمیز بودنشان و هم دست و دل بازند و تمام مواد لبنی را به صورت محلی و فقط از آقای پناهی می خرم. آدمی که اخلاق داشته باشد را می توان از «جبین بازش»گشاده رویی پیشانی اش شناخت و هیچ عیب و ایرادی را من به عنوان قدیمی ترین ساکنه این شهر نمی بینم و مسئله مهم تر اینکه همیشه شیر اضافی را بدون دریافت پول به ما می دهد. خداییش اگر به کوچه مان نیایند از هیچکس دیگری خرید نمی کنم.من از نسل جوان هستم و به خاطر ییلاقی بودن مان ماست و شیر محلی زیاد مصرف می کردیم و ذائقه مان هم به آن عادت کرده و به واسطه مادر شوهرم با آقای پناهی سلام علیک شدم و با توجه به تبلیغات گسترده شرکت های لبنی مبنی بر پاستوریزه بودن و مشخص بودن درصد چربی برای سنین مختلف فقط از شیر محلی استفاده می کنم و حتی شایعات هم در مورد بیماری های دامی هم نتوانست مرا منصرف کند چون این شیر ارگانیک است و بو نمی دهد و بدون مواد افزودنی و سالم به دست ما می رسد و از طرفی این آقا بسیار منصف است و بدون اینکه آب به شیر اضافه کند در اختیار ما قرار می دهد و عقل سالم هم می گوید از چیزی که به آن ایمان داری نهایت استفاده را ببر. در مدت این دوازده سال هر هفته مشتری شان هستم و خدا را شکربچه هایم طعمش را دوست دارند و تا به حال مریض نشدیم.
بیشتر از بیست و هشت سال است که مشتری این خانواده هستم و آن موقع آقای پناهی پانزده سال هم نداشت و همراه با مادر خدا بیامرزش پیاده بدون وسیله نقلیه به در خانه مان می آمدند و با دبه به ما شیر می دادند که این کار ادامه پیدا کرد و در حال حاضر هم با هم رفت و آمد خانوادگی داریم. اخلاق و ایمانشان ستودنی و زبانزد همه است و ما با خاطرجمی و آرامش خیال شیر سالم به خانه می بریم و تا یک هفته هم اگر در یخچال بماند کیفیتش را از دست نمی دهد. اصلا بدقولی نمی کند حتی روزی که من نذری داشتم و باید صبح زود شیر به دستم می رسید که بنده خدا تصادف می کند ولی به هر ترتیبی بود خانم پناهی با آژانس شیر را به ما رساند و همیشه قبل از موعد مقرر خودش را به مشتری می رساند. مطلب دیگری که شاید این بزرگوار نخواهد بگوید دست به خیر بودنش است که به حق علی هر چه می خواهد خدا عوضش را به او بدهد تنها غصه مان این است که اگر جمع کند چه باید بکنیم.مادر دیگری هم به جمع ما اضافه شد و با این جمله که خانم خبرنگار بیست و هفت سال است که از برادر و خواهر خوبم شیر می خرم گفت؛ سالهاست در کوچه «دورانسر» آفتاب 35 زندگی می کنیم و خانوادگی تمایلی به مصرف لبنیات پاستوریزه نداریم و از طریق رسانه‌ها شنیده‌ایم که امکان انتقال بیماری از طریق این شیرها وجود دارد، به خاطر همین شیر را دوباره در خانه می‌جوشانیم تا دیگر مشکلی نداشته باشد.. وی در مورد دلیل تمایلش به لبنیات سنتی گفت: حقیقت این است که شیر فله‌ای از لحاظ طعم قابل مقایسه با شیر کارخانه نیست چون شنیده‌ایم که آب قاطی شیرها می‌شود و خالص نیست به همین دلیل هم خوشمزه نیست و سلامتی خودم و خانواده را مدیون لبنیات بهداشتی و تازه آقای پناهی می دانم.

>>>ثبت در1 بهمن 1396
انتشار توسط روزنامه اقتصاد پویا

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*