پنج‌شنبه 20 مرداد 1401
آخرین خبرها
خانه » اخبار آمل » چراغ است این دل بیدار

چراغ است این دل بیدار

چراغ است این دل بیدار

مجلس شورای اسلامی عالی ترین نهاد قانونگذاری و مظهر مردم سالاری در جمهوری اسلامی ایران است.

بر اساس قانون اساسی کشور، مجلس شورای اسلامی، به عنوان یکی از قوای سه گانه معرفی شده است.

نخستین مجلس شناخته شده در تاریخ ایران به زمان اشکانیان باز می گردد. در این دوران مجلس مهستان از میان بزرگان و اشراف ایرانی به دو دسته بزرگان و شاهی تقسیم می شده است.

در روزگار پادشاهی دودمان قاجار و با شکل گیری انقلاب مشروطه به رهبری آیت ا… سید عبدا… بهبهانی و با رشادت ها و جانفشانی های مردم ستمدیده و آگاه ایران، حکومت مستبد مظفرالدین شاه، ملزم به امضای فرمان مشروطه گردید که به موجب آن نخستین مجلس ملی کشور پس از انقلاب مشروطه تشکیل شد و در حدود سال 83 سال به حیات خود ادامه داد.

با عنایت به اینکه در حال حاضر، نظام رای گیری بر مبنای نظام«ترجیحی» است و بر بنیاد نظام«حزبی» استوار نمی باشد، بدین ترتیب، مسئولیت تک تک ملت در گزینش کاندیدایی ذی صلاح، شایسته، کارآمد، اثرگذار و مقتدر، سنگین تر گردیده است. بنابر این بایسته می نماید که با فراهم آمدن چنین بستر مناسب و فرصت سرنوشت ساز سیاسی، از بی مبالاتی، سستی، ساده انگاری، ساده لوحی و خوش باوری که از آفت های جامعه ماست، اجتناب ورزید و با نگاهی ویژه به این امر خطیر نگریست و از تجربه گذشته بهره گرفت تا خدای ناکرده در دامچاله ناشُسته رویانی دغل پیشه گرفتار نگشت، زیرا در آشفته بازار ایام انتخابات«گروهی تنگ چشمِ فراخ از دندانِ گردِ دراز آرزو» به هر ابزاری برای رسیدن به اهداف و اغراض خویش، دست خواند یازید.

گمان می رود نخستین ویژگی بارزی که می تواند در جریان انتخابات، رای دهندگان را تا حدود زیادی از خطا و اشتباه مصون بدارد، آگاهی از رخدادها و جریانات تاریخی است، زیرا غالب روشنفکران و اندیشمندانی که درباره روحیات و خلقیات مردم ایران، قلم فرسایی کرده اند در این زمینه همداستان و هم عقیده اند که یکی از ضعف ها و کاستی های ایرانیان، بیگانگی با تاریخ سرزمین خویش است.

یکی از پژوهشگران تاریخ معاصر ایران در مصاحبه ای تلویزیونی در این باره می گوید: مردم ایران از تاریخ بیخ گوش خود یعنی تاریخ مشروطه بی خبرند. نویسنده این سطور که بیش از 19 سال در دانشگاه ها به تدریس اشتغال دارد و در طی این دو دهه اخیر، با دانشجویان بی شماری از تمامی استان های کشور تماس داشته و بارها و بارها در سر کلاس های درس دانشگاه به این موضوع التفات نموده، هنوز دانشجویی نیافته است که آگاهی نسبی به تاریخ پیشینیان این آب و خاک داشته باشد. اینک که طبقه درس خوانده و تحصیل کرده ما چنین حال و روزی دارد، وضعیت طبقات دیگر، به ویژه قشرها و لایه های دیگر اجتماع که طبعا کمتر با درس و مطالعه سر و کار دارند، کاملا روشن است، به قول معروف«تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل».

در این مجال ممکن است این پرسش در ذهن خوانندگان این نوشتار خطور کند که دانستن تاریخ و مطالعه آن چه ارتباطی با موضوع انتخابات می یابد؟

در پاسخ به این پرسش، بایسته است پرسش های دیگری نیز مطرح گردد: در مطالعه تاریخ و رخدادهای تاریخی و سرگذشت پیشینیان، چه هدف هایی را پی می گیریم؟ آیا به تعبیر برخی ساده اندیشان، مطالعه تاریخ و بررسی های تاریخی، نبش قبر کردن گذشته هاست؟ یا نه، در بررسی های تاریخی، در جستجوی هدف های والا، با ارزش و گرانبهای بی نظیری هستیم؟ بی تردید انچه در مطالعه تاریخ مورد نظر اهل بصیرت و آگاهی و پژوهشگران مجامع دانشگاهی است، چیزی فراتر از آگاهی صِرف از احوال و اخبار گذشتگان و لذت بردن از آنها است، زیرا مطالعه و بررسی های تاریخی، فواید و فرصت های بسیار منحصر به فردی را در اختیار خوانندگان و پژوهشگران قرار خواهد داد که از جمله آنها می توان به عبرت از گذشته، ساختن آینده، بصیرت افزایی، کسب معرفت، مردم شناسی، آشنایی با نحله های فکری و جریان های سیاسی، اجتماعی و … اشاره کرد.

ناگفته پیداست که آگاهی و بصیرت در گرو دانایی و مطالعه پیوسته است. بی گمان در جهان امروز، شاید کمتر کسی پیدا شود که از ارج و ارزِ دانایی غافل باشد، زیرا توانمندی ها و پیشرفت های علمی و فرهنگی بسیار چشمگیر کشورهای جهان اول امروزی، مصداق راستین تعبیر بی نظیر فرزانه توس، فردوسی است که توانایی را در دانایی دانسته است. بنابر این هر اندازه بر آگاهی تاریخی خویش بیفزاییم، قلمروها و گستره های نوینی از معرفت را فتح خواهیم کرد و افق ها و کرانه های تازه ای از بصیرت به روی ما گشوده خواهد شد، آنگاه با تیزبینی و ژرف اندیشی با پدیده ها و موضاعات پیش روی خویش برخورد خواهیم نمود و ارزیابی های شتابزده، سرسری و نابخردانه دوری خواهیم جست و چشم بسته و بی تامل، تحت تاثیر سخنانِ بی پا و بی بنیادِ دیگران قرار نخواهیم گرفت. به ویژه در ایامِ پُر التهابِ انتخابات که آزرم سوزان، هر ناسَره ای را سَره و هر ناهنجاری را هنجار جلوه می دهند. لذا با این پیش فرض، اگر به حافظه تاریخی خود باز گردیم و روند انتخابات مجلس شورای اسلامی را در کهن شهر ما، آمل، واکاوی کنیم خواهیم دید که در دوره هایی که رای دهندگان با آگاهی و بینش سیاسی و سنجش های تاریخی، همچنین با در نظر گرفتن تمامی ابعاد، هوشمندانه دست به انتخاب زده اند، چه ثمرات مبارکی بهره این شهر گردیده است ولی آنگاه که در دامچاه های خودخواهی، ساده اندیشی، بی بصیرتی و ارزیابی های شتابزده، دست و پا زده اند، چه میزان خُسران دیده اند و سرانجام، انگشتِ تحّیر و پشیمانی به دندان گرفته اند و خود را نکوهیده اند ولی نکوهش، به تعبیر گذشتگان«ناقه به ناسور بستن» و«خون با خون شُستن» است و کاری بس بی حاصل، زیرا«آبِ رفته به جوی باز نمی گردد.»

باری این روزها و این هفته ها که به انتخابات مجلس شورای اسلامی نزدیکتر می شویم، به روشنی در می یابیم که اکثر شهرهای ایران اسلامی، از جمله کهن شهر آمل با دیرینگی فرهنگی خود، شور و هیجانِ ویژه ای می یابد. در این بین، اکثرِ دانایانِ روشن ضمیر و دل سوختگان به نظام اسلامی و ایران عزیز، دل نگرانی و دلواپسیِ وصف ناشدنی دارند و تنها چشمداشتی که از همشهریانِ آگاه، فرهیخته و ژرف اندیش آملی دارند آن است که همچون سه دوره گذشته، در انتخاب نماینده خود، ظرافتِ ویژه ای به خرج دهند. نماینده ای که هم وجهه استانی و کشوری داشته باشد، هم درایت، فِراست، اقتدار، بینشِ سیاسی، مردم دوستی و کارآمدی او، نه تنها در شهرستان آمل بلکه در استان مازندران و تمامی استانهای ایران، زبانزد همگان باشد. چندی پیش به اتفاق یکی از دوستان به دانشگاه فرهنگیان ساری برای دیدار استادی رفتم. پس از لحظاتی که از ملاقاتمان سپری شد، آن استادِ فرهیخته و روی شناسِ مازندرانی درباره نماینده ما، جناب آقای دکتر یوسفیان پرسش نمود، سپس ضمن تمجید از درایت، اقتدار و توانمندی ایشان افزود، اگر انتخابات استانی شود، من که اهل ساری هستم با افتخار و سربلندی، نخست به آقای دکتر یوسفیان رای می دهم، سپس به دیگران. انشاء ا… ما شهروندان آملی، نیز قدر این نعمت را بدانیم و به هیچش نبازیم. در پایان نوشتار از نَفَسِ گرمِ حضرت مولانا مدد می جوییم که فرمود:

در این بازارِ عطّاران مرو هر سو چو بیکاران به دکّان کسی بنشین که در دکّان شکر دارد

ترازو گر نداری، پس تو را زو ره زند هر کس   یکی قلبی بیاراید، تو پنداری که زر دارد

دکتر علی فرشید فر، مدرس دانشگاه های آمل

>>>ثبت در22 دی 1394
انتشار توسط روزنامه اقتصاد پویا

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*