یکشنبه , 18 نوامبر 2018
آخرین خبرها
خانه » اخبار آمل » گفتگوی اختصاصی #صبح_آمل با مهندس امید نصیری دامدار موفق روستای کهلوکاج محمودآباد: مرتع نداریم پرورش گوسفند صرف ندارد

گفتگوی اختصاصی #صبح_آمل با مهندس امید نصیری دامدار موفق روستای کهلوکاج محمودآباد: مرتع نداریم پرورش گوسفند صرف ندارد

ساعت هفت صبح را نشان می داد و مقصد روستای کهلوکاج محمودآباد. لیسانس کشاورزی علوم دامی، رییس هیئت مدیره شرکت تعاونی دامداران محمودآباد، سن 31 ساله، فرزند ارشد خانواده و متاهل دارای فرزند دوقلوی دختر. راست گفتند خواستن توانستن است قصه مهندس جوانی که ناامیدی را به زانو در آورد و فعل خواستن را زیبا صرف کرد تا آیندگان قضاوتی درست و عادلانه از او در کتاب زندگی شان داشته باشند.
پس از سالها دود چراغ خوردن و نقشه برای زندگی کشیدن به محض اینکه امریه سربازی اش تمام شد به هر دری زد تا یک کار اداری مرتبط با رشته دانشگاهی اش پیدا کند اما انگار تقدیر چیز دیگری را مقدر کرده بود و باید به فکر کار دیگری بود. ساعتها و بلکه ماهها فکر کرد و نقشه کشید اما نه اینها چاره کار نبود.
به این نتیجه رسید با غصه خوردن و زانوی غم بغل کردن کاری از پیش نمی رود و باید آزمون و خطا کند. یادش آمد چه کاری بهتر از شغل آبا و اجدادی اینجا بود که تجربه را به مدد گرفت و با خرید 20 راس گوسفند استارت کار را زد. آری امروز چند سالی از آن روزهای سخت می گذرد و امید با شوقی صد چندان به اتفاق خانواده چنان پیش رفت که یکی از موفق ترین دامداران تحصیلکرده می باشد که با استفاده از تخصص و تعهد می تواند حرفی برای گفتن در چرخه تولید و اقتصاد مقاومتی که از تاکیدات مهم مقام معظم رهبری است داشته باشد به شرط آنکه مسئولین امر حمایت های ویژه خود و مجموعه شان را از وی دریغ نکنند و در همین راستا صبج آمل نیز در جهت حمایت از جوانان مستعد بر آن شد تا در قالب گفتگویی ویژه و اختصاصی پای صحبتهای شنیدنی خانواده مهندس نصیری نشست که از خوانندگان فهیم و همیشگی دعوت به مطالعه می شود:
امید نصیری متولد 1361 روستای کهلو کاج محمودآباد هستم. مدرک تحصیلی ام لیسانس کشاورزی علوم دامی که سال 85 از دانشگاه آزاد قائمشهر فارغ التحصیل شدم و سال 86 هم امریه سربازی گرفتم و دو سال در جهاد کشاورزی محمودآباد مرکز خدمات سرخرود مشغول به خدمت شدم و سال 90 ازدواج کردم که ثمره آن دو فرزند دو قلوی دختر می باشد.
شغل دامداری پدر جدی به ما به ارث رسیده است و آنها هم دامدار بودند و گاو و گوسفند داشتند و تابستانها به منطقه ییلاقی و خوش آب و هوای «کُپ» شهرستان نور می رویم تا دام در آنجا چرا کنند.
در دوره تحصیل و دانش آموزی دخل و خرج مان از طریق دام تامین می شد و با علاقه زیادی که نسبت به دام داشتم رشته کشاورزی و علوم دامی را انتخاب کردم.
سال 85 پس از فارغ التحصیلی با تلاش فراوان بچه های جهاد کشاورزی محمودآباد خصوصا مهندس حسنی و سطان احمدی موفق شدم امریه بگیرم و متاسفانه با پیگیری های فراوان هر کاری کردم که حداقل به صورت قراردادی یا شرکتی جذب جهاد کشاورزی شوم نیرو نیاز نداشتند و هر چه دویدم به جایی نرسیدم.
چوبدار
حین تحصیل چوبداری می کردم به این صورت که تیر و مرداد تعدادی بره می خریدم و پس از پروار کردن برای فروش به قصاب می دادم تا پس از ذبح به مشتری ها بفروشد.
شروع با 20 راس گوسفند
سال 87 وقتی که از کار در ادارات دولتی و خصوصی نا امید شدم تصمیم گرفتم روی پای خودم بایستم و متکی به قول کسی نشوم به همین خاطر کارم را با خرید 20 راس گوسفند شروع کردم. آن زمان گوسفند را کیلویی شش هزار تومان خریدم که هر راس برای من دویست و پنجاه هزار تومان تمام شد و در واقع با پنج میلیون تومان سرمایه استارت را زدم. با پروانه کوچک روستایی در سال 85 توانستم گاو 15 راسی بخرم که به لطف خدا کارم رونق گرفت.
مهندس دامداری
کار دامداری خیلی سخت و بعضی مواقع طاقت فرساست و از بعد اجتماعی هم شاید به زعم مردم منافاتی با تحصیلات دانشگاهی نداشت و به گونه ای دیگر به آن نگاه می کردند ولی من مجبور بودم و از طرفی این حرفها اهمیت چندانی برایم نداشت.
سختی کار
کنار آمدن با کار دامداری هم سخت و هم عادی بود سخت به جهت اینکه بعد اینهمه سال درس خواندن باید به سر پله اول بر می گشتم و راحت اینکه حداقل تجربه در کنار پدرم را در سالهای گذشته داشتم ولی این وسط اتفاقاتی می افتاد که غیر منتظره بود و آن اینکه تلفات و مرگ و میری گوسفندان مطرح بود و شاید سالی بیست کشته داشتیم که این با افزایش جمعیت دام بیشتر می شد. زمستانها هم با توجه به سردی هوا و کم بودن علوفه تلفات مان چند برابر می شد.
درمان
با توجه به تحصیلات دانشگاهی و تجربیات تئوری و آموزشی و همچنین استفاده از روش پدرم بیشتر کارهای دامپزشک را برای تشخیص و درمان بیماری خودم انجام می دادم ولی از تخصص دامپزشکان هم استفاده می کنم و با تزریق به موقع واکسن آبله، تب برفکی و شاربون در فصول مشخص، دام را از خطر جدی مرگ و میر نجات می دهم.
تب برفکی
از نشانه های تب برفکی زخم شدن زبان و سم گاو و گوسفند و کم اشتهایی و لاغر شدن به مرور زمان می باشد که نیاز به مراقبتهای ویژه دارد و خوشبختانه بخاطر مدیریت خوب و به موقع در تزریق واکسن دام های ما دچار تب برفکی نشدند.
تجربه بهتر است
تخصص و روش علمی خوب هست ولی باید عملی هم انجام داد و تجربه چوپانی که هر روز با دام سر و کار دارد و تمام وقتش را با گاو و گوسفند می گذراند بیشتر و مفید تر از دامپزشکی است که فقط به دانش خود متکی است چون عملی کار می کند پس علم و تجربه در کنار هم به کار می آید و یک دامدار باید آنقدر تلاش کند تا کار دستش بیاید. چوپانهای قدیمی هستند که بیماری دام را با سبک سنتی درمان و موفق تر هم هستند.
تفاوت گاوداری و گوسفند داری
یکی از مشکلات گوسفند داری داشتن مرتع است و اگر بهترین غذا را هم به این حیوان بدهیم حداقل باید روزی هشت ساعت دور بزند و در تابستان باید برای ذخیره زمستان شبدر و جو بکاریم. گاو پرواری و شیری را معمولا در دامداری یا استبل یا بهاربند می شود نگه داشت.
اجاره مرتع
معمولا هکتاری پانصد هزار تومان برای کاشت شبدر و جو زمین را از کشاورزان اجاره می کنیم و از مهرماه شروع و تا اواخر اسفند ادامه دارد و این قیمت در شهرستان آمل و جاهایی که سبزیکاری انجام می دهند بیشتر می باشد ولی اگر زمین از خودمان باشد بهتر است.
غذای دام
غذای اصلی گوسفند جو می باشد که با خوردن آن گوشتش را از دست نمی دهد و مدت بارداری هم حدود پنج ماه می باشد و این متفاوت است. گوسفندی که اول پاییز بره به دنیا آورد اگر از نظر غذایی به آن برسند یک ماه بعد دوباره پس از جفت گیری باردار و اول بهار بره اش به دنیا می آید.
نژاد زِل
گوسفندان منطقه ما اکثرا نژادشان زِل می باشد و این نوع گوسفندان معمولآ با پشم ها و پوست هایی به رنگ های سفید شکری، نخود و گاهی اوقات حنایی دیده می شوند. نوع کاربرد گوسفندان از نژاد زل گوشتی می باشد. یعنی این نوع از گوسفند می تواند تولید چشم گیری از گوشت گوسفندی را داشته باشد و گوشت این حیوان مرغوب است و سرشار از ویتامین ها ، پروتئین ها و مواد لازم برای انسان است و هم چنین تازه تر و ترد تر می باشد. نژاد زل گوسفندی یکی از نژاد های بدون دنبه گوسفندان ایرانی محسوب می شود که یک دنبالچه به شکل دم دارد که طول آن عمدتآ کوتاه تر از ۱۰ الی ۱ سانتی متر می باشد. این حیوان دارای دست و پاهای بلندی است و اندام سبک تری نسبت به برخی نژاد های دیگر دارد از این رو توانایی خوبی در راه پیمایی و پیمایش راه های سنگ لاخی و کوهستانی دارد و پنج تا شش ماه طول می کشد تا پروار شود.
نر افشاری
منطقه ما بخاطر نم و رطوبت فراوان نژاد زِل جواب می دهد و من هم برای اصلاح نژاد یک بره نر افشاری از قزوین خریدم و به گوسفندان زل زدم که تاپ افشاری شد.
به بره هفت ماه به بالا سِلَک می گویند و گوسفند کابی از یکسال به بالا و شامل گوسفند ماده می باشد که هنوز بره نیاورده باشد. مدت شیردهی هم سه تا چهار ماه می باشد به شرط اینکه گوسفند نر نخورد اما اگر پاییز بره به دنیا بیاورد و نر بخورد تا سه ماه اول شیر می دهد و بعد از آن شیرش خشک می شود که به آن فِرام می گویند و در حال حاضر 200 راس گوسفند مولد دارم.
اسمهای خاص
انتخاب اسم برای گوسفندان از روی رنگ بندی سنتی شان می باشد مثلا به «رنگ سیاه بور، قهوه ای«شِوا» سیاه و سفید«کَلاچی» سفید«وَنِش» می گویند.
مشکلات
مهم ترین مشکل نداشتن مرتع می باشد خصوصا زمینهایی که مهرماه زیر کشت دوباره می روند و به مرور زمان علف شان کم می شود و با توجه به پروانه ای که داریم باید مرتع را خالی کنیم. از طرفی دولت به کشاورز بیشتر از دامدار اهمیت می دهد و دامداران فراموش شده اند و مسئولین باید توجه داشته باشند که نمی شود گوسفند را در آغل نگه داشت. مشکل اصلی ما با منابع طبیعی این است که مرتع را با شرایط اجاره معین در اختیار من که با همه سختی و تو این شرایط بد اقتصادی و تحریم برای چند نفر کارآفرینی کردم و دارند از قبل این سفره نان می خورند قرار نمیدهد. من که حداقل سالی صد راس بره نر را هنگام عید قربان به بازار تقاضا می فرستم تا این چرخه تولید حفظ شود بگویند تابستانهاگوسفندانم را به کجا ببرم. این منطقه کشاورزی است و از اول فروردین هم زیر کشت برنج می رود و حتی کشت مجدد هم که معضل دیگر ما شده است.
رسم مالداری و دامداری به این صورت است که هفتمین ماه از سال معمولا نر را از گله می گیریم تا گوسفند سالی یکبار بره کند چرا که با این کار نه تنها نمی شکند بلکه زمانی که گوسفندی بره اش به دنیا آمد آن فصل وقت کوه رفتن است و همه بره ها نصف در نصف به خاطر شیر خوردن و سردی هوا می میرند.
اجاره پروانه گوسفند داری
من پروانه گوسفندداری ندارم و پدرم سال 60 پروانه گاوداری را گرفت و از 1/3 تا اواخر مرداد پروانه چرای ما در منطقه کُپ می باشد و من بخاطر نداشتن پروانه از افراد دیگری که این امتیاز را دارند سالی پنج میلیون تومان پروانه را برای مدت سه الی چهار ماه اجاره می کنم.
چرای گوسفند
برای انتقال گوسفندان به ییلاق هزینه حمل و نقل به منطقه بلده نور مطرح می باشد که پنج سال به ملک آقای پهلوانی در روستای کُردی چالَک نمارستاق می رفتم و دو سالی هم می شود که دام را به بلده می برم و سرویس هر کامیون سیصد و پنجاه هزار تومان که با جمع چهار کامیون ده چرخ پانزده تنی هزینه سنگینی متوجه ما می شود.
کارگر
تا دو سال پیش به تنهایی در دامداری کارهای دام را انجام می دادم و به مرور زمان که تعدادشان زیاد شد دیگر ادامه کار برایم مقدور نبود بنابراین تصمیم گرفتم کارگری را استخدام کنم که در حال حاضر با حقوق و مزایای خوب مشغول می باشد گذشته از آن خانواده هم با تمام وجود کمکم می کنند و می شود گفت خانواده بزرگی از این سفره نان می خورند.
شیر گاو و گوسفند
درصد چربی شیر گوسفند بیشتر است و فصل به فصل و از فروردین دوشیدن شروع می شود و با رفتن به ییلاق تا بیستمین روز از تیر ماه این کار ادامه دارد و از این تاریخ به بعد بره ها را برای پروار شدن جدا می کنیم. بیشتر گوسفندان از اول زمستان بچه می آورند و چون شیر کم است به بره ها می دهیم تا بخورند و زمانی که احساس کنیم بره ها به حد کافی تغذیه شدند از شیر می گیریم و بهار دوشیدن را شروع می کنیم و بیشتر به صورت پنیر در می آوریم و بخاطر فروانی گاو در منطقه شیر این حیوان نیز زیاد می شود.
پنیر خیکی
برای درست کردن پنیر شیر گاو باید کمی وِلَرم باشد و به آن مایع پنیر بزنند ولی شیر گوسفند چون تبش گرم است وقتی مایع پنیر را درون آن ریختند بعد از سه ساعت خودش را می گیرد و سفت می شود و با دست آن را می شکنند. سپس درون کیسه می ریزند و آویزان می کنند. وقتی که آبش رفت داخل دَبِه آب و نمک قرار می دهند که نمک میکروبش را از بین می برد. دوباره این پنجاه کیلو پنیر را داخل کیسه قرار داده به مدت پنج ساعت آویزان می کنند و وقتی آبش از بین رفت داخل تشت بزرگ پنیر را خالی و با دست خرد می کنند.
پوست بز
زمانی که کشتار کردند باید طوری پوست کنند که پاره نشود و هوا نگیرد و بعد به آن نمک می زنند و خشک می کنند و دوباره خیس می دهند و با چاقو از داخل سمت لاش تمیز و پشم ها را با قیچی«دِهارت یا دات» می زنند و چهار طرف دست و پا را محکم می بندند و پنیر خرد شده را از لای گردن خام با مشت می ریزند و هر یک دو کیلو پنیری که داخل گذاشتند با مشت فشار می دهند تا هوا نداشته باشد و گردنش را محکم با نخ و چوب می بندند و بستگی به خام این مقدار تغییر می کند و هر خامی بیست کیلو و نهایت سی کیلو پنیر جا می گیرد و به مرور نمک را هم باید به آن اضافه کرد که هم در خوش طعمی و میکروب زدایی اش تاثیر دارد و این خیک را معمولا در مناطق ییلاق باید بزنند و هر یک تا دو روز در میان باید خیک را بچرخانیم تا اب پنیر از لای گردن ریخته شود که در پایان کار از حجم آن بخاطر در رفتن آب کم می شود.
شبانه روزی
از ساعت پنج و نیم صبح بلند می شویم و بعد از نماز لباس کار و چکمه می پوشیم و به دامداری می رویم و تا انتهای شب مشغول کار هستیم و استراحت و تفریحی نداریم. کار در دامداری می طلبد که حتی با داشتن ده کارگر خودت بالا سر آنها باشی و بر انجام فعالیت نظارت کنید چرا که کارگر کار دل آدم را انجام نمی دهد.
سبزی و تاثیر آن در شیر گوسفند
استفاده از جعفری به عنوان سبزی نسبت به شبدر و جو برای گوسفند در نوع شیرش خیلی خیلی بهتر است و چربی اش را بیشتر می کند.
بدون تسهیلات بانکی
تا امروز وامی برای ادامه کار به من ندادند و هیچ حمایتی هم از طرف مسئولان ذی ربط نشدم و با زور بازوی خودم مشغول به کار هستم.
گاوداری
مدیریت گاوداری با پدرم است و حدود 40 گاو مولد و 40 گوساله و ده گاو پرواری داریم.
سخنی با مسئولان
انتظارم از مسئولان این است که دامداران خصوصا دامداران جوانی چون ما را که تحصیلکرده هم هستیم در اجرای فرامین رهبر معظم انقلاب که سال جدید را سال اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل نامگذاری کرده اند یاری نمایند و این حمایت ادامه دار باشد تا ما نیز به اندازه توان خود نقشی در این اقتصاد داشته باشیم. وام کم بهره و همچنین مرتع ییلاقی را برای چرای دام در اختیار ما قرار دهند تا وسط راه کار را نیمه کاره رها نکنیم.
عفت حسینی مادر آقا امیدم و پدرم سید صدرالله و مادرم صالحه کلوانی بودند و پنجاه سال سن دارم و صاحب سه فرزند پسر و یک دختر می باشم. پدرم دامدار بود و مرا به پسری به نام میرزاعلی داد که از شانس خوش من او هم گاو داشت و با این کار بیگانه نیستم و با سختی های آن آشنا هستم.
از صبح که بیدار می شوم علاوه بر کارهای منزل و پختن شیر، به شستن لباسهای دامداری همسر و فرزندانم مشغول می شوم و جواب مشتری های خانگی و شهری را برای خرید شیر و ماست می دهم و صبحانه و ناهار کارگران را هم آماده می کنم.
هدفم از کمک کردن به همسر و بچه هایم حمایت از آنهاست چون اگر این شغل نباشد با اینکه تحصیلکرده هستند کاری برایشان وجود ندارد و دخل و خرج شان با هم جور در نمی آید.
استقبال سال نو
با همه مشغله ای که دارم از خیلی وقت پیش کار خانه تکانی را انجام دادم و فرشها را شستم و منتظر آمدن بهار و عید نوروز هستم تا مثل همه ایرانیان شادی به خانه ما بیاید و مارمِه هم می کنیم به این صورت که ابتدا شاخه همیشه سبز، کاسه آب، شکوفه درخت آلوچه«هَلی تِتی» سبزی، سبزه گندم، قرآن، نان، میوه و شیرینی را داخل سینی قرار و به محض اینکه سال نو شد آقا نصیری که قدمش بسیار خوب است با وضو سینی را بر می دارد و با ذکر صلوات داخل هر اتاقی را آب می پاشد و شاخه ای از همیشه سبز را قرار می دهد برای شخص مارمه کننده نزد یک فرد با نماز و خدا و اهل قران استخاره می گیریم و همیشه سر سجاده نماز دعا می کنم بچه هایم سالم باشند و به راه خلاف نروند و آبروی من و پدرشان را حفظ کنند.
میرزا علی نصیری هستم پدر امیدجان و سال 42 در همینجا به دنیا آمدم و پدرم عبدالعلی و مادرم رقیه فتاحی می باشد که شغل شان دامداری بود و من از آنجائیکه از کودکی همراه پدرم بودم از 12 سالگی شروع به کار کردم و و سال 60 با پنج تا گاو ده گوسفند از پدرم جدا و به صورت مستقل کار را ادامه دادم.
زمان ما دامداری راحت تر بود و الان خیلی سخت است چون قدیما مرتع داشتیم و هر جایی می توانستیم دام خود را برای چرا ببریم اما با خوراک و هزینه های سنگین خرید علوفه و شبدر شکم حیوانات را سیر کنیم و حدو د سه میلیون تومان در ماه برای ما هزینه می شود.
بچه های خوب و تحصیلکرده ای دارم که از راه روزی حلال بزرگ شدند و درس خواندند و با مدرک مهندسی دامپروری این شغل مقدس را که همان کار موسی کلیم الله هست ادامه می دهند و من از آنها راضی الهی خدا هم راضی و پشت و پناهشان باشد.
خیانت روزی را کم می کند
روزی ده اصلی خدای مهربان است و یادم نمی آید کم فروشی کنم چون با خیانت نه تنها به جایی نمی رسیم بلکه جای دیگر برکت از زندگی می رود و چنان به بدبختی می رسیم و مورد خشم و غضب باری تعالی قرار می گیریم.
چوپانی یعنی سادگی
از قدیم الایام نقل می کردند که چوپانی شغلی پاک و روزی آن حلال می باشد و دل چوپان صاف و ساده چون آب روان است و تمام وقتش با دام و گوسفندان می گذرد.
ارباب رعیتی
برای حفظ و نگهداری گوسفند و چرای آن در زمین یا مراتع باید سالی پنج تا ده گوسفند به ارباب به عنوان خراج می دادیم و در صورت رعایت نکردن مورد غضبش قرار
می گرفتیم.
حرف پایانی خدا رحمت کند امام خمینی(ره) را که از عنایت ایشان و بعد از پیروزی انقلاب حال و روز ما دامداران کمی بهتر شد و حداقل مرتعی را با شرایط اجاره دادند ولی بعد از آن دیگر هیچ چیز تغییری نکرد و ما سر نقطه اول ایستادیم.

>>>ثبت در17 مارس 2018
انتشار توسط روزنامه اقتصاد پویا

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شدخانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*